تبليغاتX
فلسفه يعني رنج...
 دولت را مشروع نمی دانم/ آماده همکاری با تحولخواهان هستم
سه‌شنبه، 9 تیر 1388

مهدي كروبي با نگارش نامه اي به نتيجه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اعتراض كرد و با صراحت تاكيد كرد كه دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی داند و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهد کرد. كروبي همچنين اعلام كرد كه براي تغيير وارد عرصه انتخابات شده بود و از مردم عذرخواهي كرد بابت انكه نيروهاي غيبي و ظاهري مانع از تغيير در قوه مجريه شدند. او همچنين با اعتراض به بازداشت هاي گسترده خواستار آزادي تمام زندانيان شده و از مسئولان خواست كه از تمامي انها اعاده حيثيت شود. كروبي اعلام كرد كه در هر شرایطی و با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهد داد و تاكيد كرد كه برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است امادگي دارد.
متن كامل نامه به شرح زير است :‌

بسمه تعالی

انا لله و انا الیه راجعون
ملت بزرگ و فهیم ایران!
لازم می دانم ابتدا از مردم ایران عذرخواهی کنم؛ هم به خاطر چندین ماه اصرار و ابرام برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری و هم به خاطر همه آن عزیزانی که در این مدت زحمات زیادی را برای آنها موجب شدم و با لطف و عنایت خود مسیر انتخابات را هموار و زمینه حضور عظیم و بی سابقه ای را فراهم کردند.
پیش از همه اذعان می کنم که بسیاری از شما پیشتر و دقیق تر می دانستید که چه خواهد شد و متوجه شده بودید،همان گاه که می پرسیدید «چه تضمینی برای آرای ما وجود دارد»، یا زمانی که می گفتید «نتیجه انتخابات معلوم است و شما آب در هاون می کوبید.»

با این همه می خواهم بگویم از کرده خود پشیمان نیستم و شما هم از این تلاش عظیم و حضور یکپارچه ضرر نکرده اید.حرکت ما در جهت تحکیم مبانی جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت بود و ماه ها با کمک دوستانمان تلاش بی وقفه ای داشتیم که «مطالبه محوری» را در صحنه انتخابات به یک اصل تبدیل کنیم و با توجه به اوضاع و شرایط کشور آنچه به عنوان برنامه و راه برون رفت از شرایط فعلی می توان انجام داد را برای حل مشکلات مردم و تحکیم پایه های استقلال و آزادی در کشور عنوان کنیم.

ما برای تغییر آمده بودیم،گرچه نیروهای غیبی و ظاهری مانع از تغییر در قوه مجریه شدند. با این همه فراتر از این تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و آگاهی مردم بیش از آنچه تصور می شد، صورت گرفت و اذعان می کنم که این تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود.

آمدنم در صحنه انتخابات به یاد و عشق امام راحل بود، به یاد روزهای فداکاری و از خودگذشتگی، قدم نهادن در مسیر مسوولیت پذیری و نه جاه پرستی ، خودخواهی و تحقیر دیگران.

آمدن برای گفت و گوهای بالنده تر اجتماعی و نه طرد هر کسی که غیر از سخن من کلمه ای به زبان می راند؛
آمدن برای گفت و گو و شکستن فضای یکسویه حاکم بر اوضاع کشور عمومی؛
آمدن برای دیدن بهتر و کامل تر جریان اداره کشور؛
آمدن برای روشن کردن چرخه ناکارآمد مدیریت اجتماعی کشور؛
آمدن برای تغییر در سیاست های تحکم آمیز و تحجرمآبانه داخلی؛
آمدن برای گفتن از موضع استقلال، شجاعت وحریت ؛
آمدن برای غبار روبی از چهره جوان و نوجوان ، دانشگاه و اصحاب فکر و اندیشه؛
آمدن برای تعامل با همسایگان و دولت های خارجی؛
آمدن برای بازداری از شکل گیری فرهنگ و ادبیات مستبدانه در عرصه جامعه؛
آمدن برای شفاف سازی امور اجرایی و ارتباط بخش های گوناگون اقتصادی و برنامه محوری؛

آمدن برای همه این ها و همه آنچه گفته شد و غیر از این ها همه برای تغییر بود و تغییر برای ایران. حاصل این همه آمدن ها که زمان وسیعی را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستیم فضای یخ زده کشور را شکستیم ، مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعریف کردیم، افق نقد را به طلوع سپیدی نزدیک تر سازیم ، جرات گفتن و شنیدن را برای مسوولان و نامزدها به اوج رساندیم ، شجاعت دیدن واقعیت ها را در همه زمینه ها ارتقا بخشیدیم ، گفت و گو با همسایگان ، آمریکا ، اعراب و مسلمانان را به جایگاه مطمئنی نزدیک ساختیم و با ارائه برنامه ها ، بیانیه ها ، اعلام مواضع و دیدگاه ها ، ناگفته های بزرگی را با عظمت گفتیم و جامعه را از ترس های غیر منطقی دور کردیم و همگان را این سو و آن سوی مرزها ایران به گفت و گو ترغیب کردیم و شما در همه این لحظات و برداشتن این گام ها همراه و یاور من بودید و چگونه می توان فراموش کرد شکوه شب های پیش از 22 خرداد را که همه ایران یکپارچه شور سیاسی و شوق انتخابات شده بود و دنیا با همه بزرگی خیره بر این عظمت و آزادگی حاصل از انقلاب اسلامی. چه تصاویر به یاد ماندنی از آن همه شب ها و شورها و جوان ها که ایران را یکپارچه غرق در مردمسالاری و حضور سیاسی ساخته بود. چقدر دنیا از آن شب ها و انقلاب و عظمت ایران یاد کرد و چه باورنکردنی که یک هفته بعد تصاویر آن شکوه به فریاد اعتراض و الله و اکبر شبانه تبدیل شد و خون به سنگفرش خیابان پاشید و با ضرب باتوم ها و گاز اشک آور به جان زن و مرد و پیر و جوان .... و چه سقوط آزادی از اوج قله عظمت در تصویر جهانی به حاکمیت شلاق و زندان گلوله ...

با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با یونیفرم مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی هایی که در کلام در حق آنها روا داشتند. ده ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و وا اسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه زندان ها و سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت لب به سخن بگشایند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند!

این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از زنده ترین و با سابقه ترین یاران امامند و مورد تایید شورای نگهبان و رهبری برای حضور در انتخابات و حداقل 15 میلیون نفر(بر اساس شمارش خود طرف) به آنها رای داده اند ؟

رویای انقلاب مخملی در ذهن این ها بوده یا آنها که کابوس آن را می دیدند و نیرو به همسایه شمالی گسیل داشتند که آموزش ببینند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قیافه مهیب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پیر و جوان و زن و مرد و اتومبیل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرات حضور آرام و در صحنه اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش های تبلیغاتی و در بوق کردن حرف های غیر واقعی، همه را محکوم به اغتشاش ، انقلاب مخملی ، تخریب و ده ها اتهام دیگر نموده و تا جایی پیش رفتند که مردم را به قتل یکدیگر و رفتن در لباس بسیج برای زدن خودشان هم متهم کردند!

به راستی که این انتخابات در عین اینکه پرشور ترین ، سیاسی ترین و با شکوه ترین انتخابات در این سی سال بود ، پر مساله ترین نیز بود که با اعتراض های گسترده مردم ، شخصیت های سیاسی و گروه ها مواجه شد و متاسفانه نهادهای مسوول به جای پاسخگویی و رفع شبهات درباره تردید های جدی و تخلفات اساسی خواستند با طرح ادعاهای مضحک همه چیز را تحت تاثیر قرار دهند. شما مردم حق دارید که لااقل این سوال را از نظام بپرسید که چگونه دو تن از یاران انقلاب که مورد تایید و با صلاحیت و نیز همه گروه های اطرافشان یک شبه به عاملان انقلاب مخملی و هواداران گروه های اغتشاشگر و مردم معترض ناآگاه تبدیل شدند ؟

چگونه می توان این همه را به مصاف سیاسی و انتخابات خواند و ناگهان در پایان یا میانه راه چنگ و دندان نشان داد و از همه امکانات و ابزارها و صدا و سیما و تریبون های مذهبی و نيروهاي انتظامي و امنيتي و باتوم و گاز اشک آور و زندان و شکنجه و تیر و تفنگ استفاده و بعد هم ادعا کرد که همه این ها تقصیر «خود شما» است ! صدا و سیما را با بودجه ملی به خدمت گرفت، برنامه پشیمان سازی به راه انداخت و در همین حال خود را به حمایت 40 میلیون رای دهنده در انتخابات مفتخر دانست ؟! این همان شعار پر مغز راهپیمایی مردم از انقلاب تا آزادی است که می گفتند: «رای ما را دزدیدند ، دارند باهاش پز می دهند.»
لازم می دانم در این مقطع که به ظاهر سیر اداری انتخابات را پایان یافته تلقی کردند ، مواردی را به عرض شما ملت شریف برسانم :

1. کتاب قطور خاطرات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نه تنها ذهن جامعه را پر کرده و توجه جامعه جهانی را متوجه ایران و مسوولین اجرا و نظارت و همه تصمیم سازان نموده که برای همیشه در یادها و خاطره جامعه و تاریخ باقی خواهد ماند. در یک طرف مردمی که نظام و کشورشان را می خواستند و مجد و عظمت آن را آرزو داشتند و به کیان آن فکر می کردند و در ظلمات یاس و ناباوری روح امید را در خود احیا نموده و برای تغییر و ساختن ایرانی از نو آمدند ولی با عبور از میدان های مین و موانع ، ناباورانه با کمین به اصطلاح اجرا و نظارت دولت مواجه شدند که برای آنان و به نام آنان و بی شباهت به انتخاب و رای آنان ، انتخاباتی را مهندسی نموده بود. در حقیقت هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعیده ها و نمایش فضای دموکراسی بر این باور بودیم که هنوز کفگیر منافع مادی به ته دیگ امانت داری و دیانت و اخلاق اجتماعی نخورده و ته مانده ای از پاکی و صداقت می تواند از رای مردم صیانت وآن را همان گونه که بود اعلام کند. در اینجا باید اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می شناختند و به کرات بی حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری می کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسوولین از مردم عذرخواهی می کنم.

2. برای همه شهدای این ماجراهای انتخاباتی از خداوند رحمان آمرزش طلب می کنم و آرزو می کنم در سلسله شهدا محسوب شوند. به تک تک خانواده هایشان تسلیت می گویم و ضمن ابراز تاسف از اینکه حتی امکانات تجلیل و بزرگداشت مناسبی هم برای تشییع و دفن و فاتحه فرزندانشان فراهم نشده ، با آنها همدردی می کنم. برای همه عزیزان ، مجروحان و آسیب دیدگان بهبود و شفای عاجل طلب می کنم و مقصر همه این شهادت ها ، جرح و تخریب ها و اغتشاش ها را کسانی می دانم که حقوق مردم را زیر پا گذاشتند ، حتی به آنها اجازه راهپیمایی آرام ندادند و نه تنها امنیت آنها را تامین نکردند که آنان را مورد هجوم و ضرب و شتم و توهین و تحقیر قرار دادند.

3. فضای امنیتی که پس از انتخابات در کشور ایجاد شده مولود افکار معیوب و توهم توطئه های خود ساخته ای است که متاسفانه تلاش می شود با تبلیغات و استفاده یک طرفه از صدا و سیما آن را یک طرفه به اثبات رسانند. هیچ یک از گروه های سیاسی شناخته شده و شخصیت های سیاسی شناخته شده و شخصیت های عزیز سیاسی و میلیون ها نفر مردمی که در راهپیمایی های آرام و مدنی حضور داشتند هیچ مطالبه ای نداشتند جز اینکه رایشان چه شد. آنها جز در فکر حق آزادی و انتخابشان نبودند و توهم توطئه انقلاب مخملی ابزار سرکوب و برخورد با مخالفان سیاسی جریان حاکم است. اصولا انقلاب های مخملی در کشورهای اقمار شوروی سابق رخ داده ، شرایط خاص خود را دارد و در هیج جای دیگری نیز نمونه ندارد. مگر ما جز اقمار شوروی سابق بوده یا شده ایم ؟ انقلاب مخملی با حضور افراد وابسته به انقلابی چون آقای موسوی و اینجانب و ده ها میلیون ها نفری که به آنها رای نداده اند، معنی ندارد. دستگیری و زندانی کردن هزاران تن از اقشار مختلف و از آن جمله چهره های سیاسی ، اجتماعی ، دانشگاهی و مطبوعاتی و نگران داشتن خانواده هایشان بدون هیچ اتهامی و بعضا به صورت آدم ربایی، خلاف قانون و مصالح نظام و کشور است ، اینان باید هر چه سریعتر آزاد و از آنها اعاده حیثیت شود.

4. با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه اجرای انتخابات و دخالت های دولت و نمایش شکایت پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می دانم و بر همین اساس دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی دانم و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد. 

5.به عنوان خدمتگزار کوچک مردم ، انقلاب و نظام اسلامی و شاگر بی ادعای امام راحل از همه مردمی که در انتخابات شرکت کردند و به خصوص پس انتخابات نیز نسبت به پیگیری نتایج صحیح آن حساس بوده و هزینه ها پرداختند، قدردانی می کنم و به پیشگاه همه آنها سر تعظیم فرو می آورم، هر چند که با قدر ناشناسی بی سابقه ای مواجه شدند و مزدشان را با اتهام اغتشاش و انقلاب مخملی ، ترور ، خس و خاشاک ، ده ها توهین دیگر و سرکوب گرفتند اما به همه توصیه می کنم که راه انقلاب و امام و مصلحت کشور را با این ناملایمات رها نکنید، روحیه انقلابی و اسلامی و شعور سیاسی خود را پاس دارید ، همچنان به مانند امام که از «جمهوریت» همپای«اسلامیت» ارزش می داد، در مقابل تحجر ، واپس گرایی و تغییرات بدعت گونه دفاع کنید و بدانید که خط امام تنها راه نجات مردم و کشور در مقابل دیکتاتوری ، سرکوب ، واپس گرایی و اسلام طالبانی است. گرچه این انتخابات و حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسیب جدی وارد کرد اما مطمئن باشید که رای و اراده مردم پیروز نهایی این تحولات خواهد بود.

6. بیشتر از گذشته به همه آنچه به عنوان برنامه انتخاباتی برای کشور مطرح کردم ، باور دارم و از همکاران می خواهم به آنچه مطرح کرده ام ، فکر کنند :به لزوم برنامه محوری در اداره کشور، احیای حقوق شهروندی،احیای آزادی های سیاسی و اجتماعی، پرداختن به حقوق اقلیت های مذهبی و قومی و توجه جدی به مطالبات اقشار گوناگون، ارزش های فرهنگی و زبانی متنوع ایران ، توجه به حقوق زنان و برابری های مورد توجه و مطالبه آنان، استفاده از ظرفیت های به فراموشی سپرده شده قانون اساسی و چنانچه لازم باشد تغییر و بازنگری قانون اساسی به ویژه در ارتباط با قانون شوراها ، اداره مناطق مختلف کشور،مسایل مربوط به انتخابات و نظارت شورای نگهبان و موارد دیگر.

7. در جریان انتخابات و پس از اعلام نتیجه حیرت آور و اعجاب انگیز آن از هیچ اقدامی ولو مخاطره آمیز دریغ نکرده ام که مواردی از آن حسب اقتضا از طریق بیانیه هایی به استحضار شما ملت بزرگ رسیده و طبعا بعضی از اقدامات دیگر در وقت مناسب اعلام خواهد ولی اجمالا یادآوری می کنم از هیچ فرصت متصوری همچون تماس، رایزنی، مکاتبه محرمانه با مراجع دینی و شخص رهبری و هر شخص حقیقی و حقوقی تاثیرگذار دیگر غفلت نکرده ام و صادقانه به شما می گویم که آنچه در توانم بوده است را انجام داده ام، هرچند که در مواردی قرین توفیق نبوده است.

8. ضروری ترین مساله در شرایط کنونی حفظ روحیه انقلابی و سیاسی در برابر کسانی است که می خواهند مردم نا امید شده و از صحنه انتخابات خارج شوند. همه باید وحدت انقلابی و روحیه سیاسی را حفظ کرده و با جریان عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به تشکیل و تقویت تشکل های مدنی و حضور در احزاب و گروه های سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه و امیدوار به آینده بپردازند. من به سهم خود برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است، دست همکاری و تشکیل جلسه واحد تحول خواهی و حرکت و تغییر را دراز می کنم و از همه شخصیت ها و گروه های مختلف که به اندیشه امام وفادارند، دعوت می کنم به این امر عظیم اقدام کنند.

مهدی کروبی تا آخر عمر پای این مردم و انقلاب اسلامی ایستاده است و تمامی مطالبات ملت را با تمام وجود و در قالب برنامه های اعلام شده به هر نحو ممکن پیگیری می کنم و در هر شرایطی با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهم داد و با دعوت از همه این راه تاکید می نمایم که راه مصلحت کشور و انقلاب امام راحل به ایستادگی و هوشیاری و حفظ آرامش و اجتناب از هر گونه پراکنده کاری نیاز دارد. از علمای اسلام و بزرگان نیز دعوت می کنم که در صحنه سیاسی کشور و مصالح مردم مثل گذشته فعال و با نشاط باشند و به راهنمایی آنها مثل گذشته همت گمارند.

مهدی کروبی
09/04/1388

+ نوشته شده توسط مریم آزاد در چهارشنبه 10 تیر1388 و ساعت 8:44 بعد از ظهر |
ادوارنیوز: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با انتشار بیانیه ای اعلام کرد که دولت جدید را قانونی نمی داند و به مبارزه خود علیه این دولت ادامه می دهد:

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحيم

ملت شريف ايران؛

همان گونه که انتظار می رفت شورای نگهبان قانون اساسی روز گذشته صحت انتخابات رياست جمهوری دهم را تأييد کرد. در نامه دبير اين شورا به وزير کشور آمده است که شورا موارد اعلامی از سوی کانديداهای معترض را از «مصاديق تخلف يا تقلب انتخاباتی خارج» دانسته و تخلفات موجود را «بعضا تخلفات مختصری» می داند «که وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود و غيرقابل اعتناست»، مستند شورای نگهبان در اعلام اين نظر باز شماری صوری ده درصد از صندوق های رآی در سراسر کشور توسط همان کسانی است که انتخابات شبهه برانگيز و سراسرتخلف اخير زير نظارت آنها انجام شده است. اين درحالی است که بازشماری صوری آراء خواسته هيچ يک از کانديداهای معترض نبوده است. به اين ترتيب براساس آنچه که در نامه دبير شورای نگهبان آمده است، مواردی نظير موضوع چاپ ميليونها تعرفه اضافی با کد و بدون کد، و درعين حال اتمام برگه های رأی در ساعات اوليه انتخابات در بسياری از استان ها، پلمب صندوق ها در غياب نمايندگان نامزدها، عدم تمديد زمان رأی گيری درحالی تعداد فراوانی رأی دهنده در انتظار رسيدن نوبت بودند و توقف رأی گيری قبل از پايان زمان رأی گيری، کارشکنی در نظارت نمايندگان نامزدها بر صندوق های رأی، قطع سيستم پيام کوتاه در کشور و خطوط تلفن کميته صيانت از آراء ستاد موسوی از روز قبل از انتخابات که امکان نظارت و اطلاع به موقع از تخلقات در سراسر کشور را منتفی کرد، مشارکت بيش از صد در صد واجدان شرايط در ۷۰ و مشارکت بين ۹۵ تا ۱۴۰ در صد واجدان شرايط در ۱۷۰ شهرستان کشور، انتقال صندوق های رأی به سايت های تجميع آراء بدون حضور و نظارت نمايندگان کانديداها، اخراج نمايندگان کانديداها از سايت های تجميع آراء و شمارش آراء در غياب ايشان، و ... ظاهراً از نظر اين شوری تخلفاتی «غير قابل اعتناست» که «وقوع آن در اغلب انتخابات مشهود» است.

آنها به رغم تمديد ۵ روزه در رسيدگی به شکايات حتی ضرورتی نديدند راهکار مشخص مهندس موسوی را مبنی بر مقايسه کدهای ملی نوشته شده در ته سوش برگه های رأی با کدهای ملی شهروندان در سيستم رايانه سازمان ثبت احوال اجرا کنند تا ميزان و وسعت تنها يکی از موارد تخلف و تقلب آشکار شود.

ملت شريف ايران
با توجه به ترکيب اعضا و عدم استقلال شورای نگهبان، به ويژه پس از تأييد صريح انتخابات از سوی رهبری و حمايت ايشان از احمدی نژاد، آن هم در مهلت قانونی بررسی صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان، توقعی جز تأييد صحت انتخابات از سوی اين شورا نمی رفت. اگرچه اين حمايت و تأييد هرگز نمی تواند عدم عمل شورای نگهبان به مسئوليت های قانونی خود در امانت داری و حراست از رأی مردم را توجيه کند.
همچنين روشن بود مواردی نظير تمديد ۵ روزه برای رسيدگی همه جانبه به شکايات و اعتراضات نيست، چنان که چنين رسيدگی ای عملاً صورت نگرفت. مهلت ۵ روزه می توانست نشانه ای باشد تا افکار عمومی استقلال شورای نگهبان را باور کنند و نيز فرصتی باشد تا با تبليغات يک سويه صدا و سيما و دهها ساعت مصاحبه و ميزگرد با مسئولان انتخابات و وزرای کشور و اطلاعات و ... افکار عمومی برای شنيدن تأييد صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان آماده شود.

ملت شريف ايران؛
به هر تقدير اعلام صحت انتخاباتی که اکثريت شما مردم به رغم سرکوب گسترده اعتراضات مدنی و قانونی به نتايج مهندسی شده آن و صدها شهيد و مجروج و دستگيری هزاران تن و به رغم بمباران تبليغاتی بی سابقه و تحريف ها و خلاف نمايی های گسترده، به صحت آن باور نداشته مشروع نمی دانيد، به معنای بلاموضوع شدن انتخابات در کشور، نفی حق حاکميت ملت بر سرنوشت خود و اداره امور خويش و تلاشی آشکار برای پايان دادن به جمهوريت نظام و درعين حال نشانه آغاز دوره ای جديد از تلاش و مبارزه برای بازگرداندن جمهوريت و دفاع از مردمسالاری است.

با اعلام نظر شورای نگهبان پرونده انتخابات آزاد تا آينده ای نامشخص بسته شد و به اين ترتيب انتخاباتی که می رفت تا به يکی ديگر از افتخارات ملت شگفتی ساز ايران در طول تاريخ معاصر تبديل شود، به دست حاکميت کنونی به نقطه سياهی در تاريخ اين ملت تبديل شد.

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران ضمن ابراز تأسف عميق خود از اين همه بی تدبيری و اين همه استعداد و مهارت در فرصت سوزی و تبديل فرصت ها به تهديدها اعلام می دارد دولت برآمده از انتخاباتی که ملت صحت آن را نپذيرفته و بر ابطال آن پای می فشارد، فاقد مشروعيت و وجاهت قانونی است.

سازمان به عنوان تشکلی معتقد و ملتزم به آرمان های ملت در انقلاب اسلامی ايران و ملتزم به اصول اسلاميت و جمهوريت نظام، ضمن تأييد و حمايت کامل از اعتراضات مدنی، قانونی و مسالمت آميز ملت آگاه ايران به نتايج انتخابات و نيز حمايت کامل و تقدير و تشکر از مواضع قاطع جناب آقای مير حسين موسوی وظيفه خود می داند با استفاده از تمامی ظرفيت های قانونی به مبارزه قانونی و مسالمت آميز عليه دولت غير قانونی پرداخته، تمام مساعی خود را برای بازگرداندن جمهوريت که ضامن اسلاميت نظام نيز هست به کار بندد.

و ما توفيقنا الا بالله العزيز الحميد و مانريد الا الاصلاح عليه توکلنا و اليه انيب

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران
۸۸/۴/

+ نوشته شده توسط مریم آزاد در سه شنبه 9 تیر1388 و ساعت 8:4 بعد از ظهر |
بیانیه سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) در خصوص سرکوب‌های اخیر و سناریوی اعترافات اجباری
سه‌شنبه، 9 تیر 1388

ادوارنیوز: بیانیه سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) در خصوص سرکوب‌های اخیر و سناریوی اخذ اعترافات اجباری از فعالان سیاسی بازداشت شده منتشر شد.

به گزارش روابط عمومی سازمان، متن کامل این بیانیه به این شرح است:


ملت آزادی‌خواه ایران؛
همچنانکه در بیانیه پیشین بر ماهیت کودتایی اقدامات صورت گرفته در مهندسی انتخابات و دستکاری در آراء ملت در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم تاکید کردیم، متاسفانه غاصبان رای ملت، که نقشه شوم کسب اعتبار و مشروعیت از آرای به یغما رفته شهروندان را نقش برآب دیدند پا را از آنچه تاکنون کرده بودند نیز فراتر گذاشته و با صدور فرمان شلیک به زنان و مردان بی دفاع و مظلومی که به مسالمت آمیزترین شکل ممکن اعتراض خود را با سکوت یا ندای توحیدی الله اکبر فریاد زده بودند و همچنین بازداشت و توقیف صدها شخصیت شناخته شده ملی و تلاش برای اخذ اعتراف غیرقانونی از کسانی که که طی ماه‌های گذشته ترغیب عموم شهروندان به مشارکت سیاسی را وجه همت خویش ساخته بودند تا از این طریق راه برون‌رفتی از مصائب کشور به نفع تغییر و اصلاح اوضاع کشور بیافرینند؛ آشکارا و در عمل نیز نشان دادند که دولت برآمده از تخلفات انتخاباتی و حامیان‌اش برای جان و مال و امنیت شهروندان اش کوچکترین ارزشی قایل نیست. آنچه در هفته های پس از 22 خرداد واقع گشت، به روشنی نشان داد که حاکمیت دروغ برای ادامه استیلای خویش بر ایران از به کارگیری بی آبروترین شیوه‌ها که مشابه آن تنها در حکومت خودکامگان تاریخ در غرب و شرق دیده شده است، آن هم به اسم قانونگرایی و عمل به شرع مقدس، ابایی ندارد و این نکته کلیدی را از یاد برده است که قانون نوشته، قدرت سیاسی را حقانی نمی‌کند بلکه قوانین خود زمانی مشروعیت دارند که اراده انشا‌ء شده ملت باشند نه ابزار سرکوب و حق‌کشی مردمان.

ملت هوشیار ایران؛
اگر امروز شهادت ده‌ها تن از شهروندان ایرانی از کودکی معصوم گرفته تا جوانان شجاعی که توهین به شعور خود را تاب نیاورده‌اند، دردی جانکاه را پدید آورده است و اگر مشاهده خشونت عریان عوامل نظامی و شبه نظامی حاکمان علیه فرزندان این ملت که هیچ کم از صحنه‌های نبرد کلاسیک البته در مقابل مردمی بی دفاع ندارد، زخمی دردناک را بر پیکر این ملت وارد آورده است؛ دروغ پراکنی حاکمان کذابی که زیر تابوت قربانیان خویش را می‌گيرند و اشک تمساح می‌ریزند، استخوانی لای زخم و نمک پاشی بر دل ریش خانواده‌های شهدای فجایع اخیر و عموم شهروندان عزادار است. اکنون باید پرسید، حاکمیتی که مدعی اقتدار و تثبیت است چگونه به خود اجازه می‌دهد تا مسوولیت خون‌های ریخته شده معترضان را بر عهده خود آنان بگذارد و فراتر از آن تیراندازی به شهروندان را به تروریست‌ها، اوباش و بیگانگان منتسب کند؟

شهروندان ایرانی؛
اکنون در کنار چند هزار شهروند معترض که در جریان تجمعاتی که شرکت در آن حق مسلم آنها بوده است، دستگیر شده‌اند، صدها تن از فعالان سیاسی اصلاح طلب کشور نیز در بازداشت به سر می‌برند و درحالی که قوانین جاری کشور در جریان بازداشت آنها نقض شده و این روند رفتار ضابطان قضایی و عوامل بازداشت‌ها‌ را به عملکرد آدم‌ربایان شبیه کرده است، پس از گذشت بیش از دو هفته هیچگونه اطلاعی از وضعیت تعداد زیادی از آنها به ویژه آقایان احمد زیدآبادی دبیرکل و عبدالله مومنی سخنگوی این سازمان در دست نیست. شایان ذکر است که بنابر مشاهده شاهدان، ماموران امنیتی هنگام بازداشت آقای عبدالله مومنی ایشان را شدیدا مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند و این در حالی است که خانواده‌های کلیه بازداشت شدگان در نگرانی و بی خبری به سر برده و سلامت جسمی دستگیرشدگان به دغدغه‌ای جدی تر از بهره‌مندی آنان از حق برخورداری از یک دادرسی عادلانه بدل شده است.

از سوی دیگر تشدید فشارهای امنیتی غیرقانونی نسبت به اعضای این سازمان، بی اطلاعی از سرنوشت تعدادی از دانشجویان بازداشت‌شده، تداوم بازداشت تعدادی از فعالان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران و هنرمندان، تهدید تعدادی از احزاب و تشکل‌های عمده اصلاح‌طلب از جمله جبهه مشارکت ایران، سازمان مجاهدین انقلاب و مجمع روحانیون مبارز به انحلال و لغو مجوز درحالی که برجسته‌ترین اعضای آن‌ها در وضعیتی نامعلوم در بازداشت‌گاه‌های امنیتی هستند، این پرسش اساسی را مطرح می‌کند که در محاسبات دولت برآمده از انتخابات آنچنانی آیا اصولا برنامه‌ای برای اداره کشور و تداوم حیات سیاست در جامعه نیز وجود دارد یا اینکه مقرر است هر نوع فعالیت حزبی به حال تعطیل درآمده و در تکمیل حلقه‌های استقرار حکومت خالی از رای جمهور، نظام تک حزبی نیز در کشور مستقر شود؟

در این میان زمینه‌سازی برای تکرار سناریوهای نخ نما و تکراری پخش اعترافات فعالان سیاسی بازداشت شده در رسانه‌های وابسته به حاکمان کذاب آغاز شده و این مساله بیش از پیش بر نگرانی ما نسبت به اعمال فشار و شکنجه علیه بازداشت‌شدگان افزوده است. با این وجود کارگردانان، نویسندگان و مجریان این سناریوهای خطرناک باید بدانند که آبروی از کف رفته را از طریق اقاریر بی اعتبار کسب شده در بازداشت‌گاه‌های امنیتی که کمترین وجاهت قانونی و شرعی ندارد، نمی‌توانند بازگردانند و نیز استقلال و اصالت جنبش اعتراضی مردم را با توسل به چنین شیوه‌های سرکوبگرایانه‌ای قادر نخواهند بود به زیر سوال برند. چرا که افکار عمومی به درستی پیش از این تصمیم خود را گرفته و بر همین مبنا نیز با رای خود در روز 22 خرداد به ادامه این سیاست‌ها "نه" قاطعی گفته است.

در پایان،‌ سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) با توجه به اظهار نظر قطعی مراجع رسیدگی‌کننده به سلامت انتخابات، بار دیگر حمایت قاطع خود را از اقدامات معترضانه آقایان کروبی و موسوی در دفاع از رکن جمهوریت و نیز حقوق تضییع شده ملت اعلام داشته و مطالبه جدی خود را مبنی بر آزادی کلیه بازداشت‌شدگان از جمله دبیرکل و سخنگوی این سازمان ابراز می‌دارد و ضمن عرض تسلیت به خانواده‌های داغدار شهدای فجایع اخیر که مظلومانه جان خود را در دفاع از آزادی و جمهوریت از دست داده‌اند، متذکر می‌شود که سیاست‌ دستگاههای امنیتی در تلاش برای اعتراف گیری از فعالان سیاسی و مدنی بازداشت شده، نه تنها موجب تقویت حاکمیت استبداد نمی‌شود بلکه بی شک سرآغازی بر فروپاشی بنای ظلم و دروغ آن خواهد بود.

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)
نهم تیرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت

+ نوشته شده توسط مریم آزاد در سه شنبه 9 تیر1388 و ساعت 7:52 بعد از ظهر |
آيا اتفاق جديدی افتاده است؟
سه‌شنبه، 2 تیر 1388

برخی بر اين باورند که در ۲۲ خرداد ۸۸، جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی تغيير ماهيت داده است. اين گفته تا چه حد مقرون به حقيقت است؟ پاسخ من اين است: تقريباً تا هيچ حد؛ در اين روزها اتفاق بی‌سابقه‌ای روی نداده است. بله، اين البته راست است که رفتار حکومت در آنچه انتخابات دهم ناميده می‌شود، و نيز در حوادث متعاقب آن، قدری صريح‌تر و بی‌پرواتر به‌نظر می‌رسد، اما اين کرگوشیِ مزمنِ بسياری از فعالان سياسیِ منتقدِ حکومت و معتقد به اصلاحات بوده که باعث شد سران حکومت مجبور شوند صدای خود را چنان بلند کنند که همچون صورِ اسرافيل بالاخره در گوش اين حضرات فرو رود. کداميک از اين کارها قبلاً روی نداده بود؟ کداميک از اين سخنان پيشتر گفته نشده بود؟


سران واقعی قدرت در طول بيست سال گذشته، و از نخستين روزهای آن، با صراحتی کم‌نظير در قول و فعل خود، بارها و بارها بر اين تأکيد کردند که کمترين اعتقادی به دمکراسی، به اصلاح، به مشارکتِ جدیِ حتی نزديک‌ترين ياران و همرزمان و همراهان سابق ندارند. گفتند و نشان دادند که از هر ابزاری برای به حاشيه راندن آنان استفاده می‌کنند، و هيچ چيز، دقيقاً هيچ چيز، مثلاً اين که در گذشته چه فعاليتهای مهم و سرنوشت‌سازی برای ايجاد و نجات اين نظام انجام داده‌اند و تا چه اندازه يار وفادار و مورد تأييد و وثوق بنيانگذار اين نظام بوده‌اند، کمترين تأثيری در تلقی آنان به عنوان دشمن، يا لااقل رقيبی که اگر تابع مطلق نمی‌شود، بايد بکلی مضمحل گردد، نخواهد گذاشت. تمامی تلاشهای طاقتفرسای اين جريانات (از نهضت آزادی، و ملی- مذهبی‌ها تا سازمان مجاهدين انقلاب و مجمع روحانيون مبارز و اخيرتر جبهة مشارکت) و نيز بسياری از شخصيتهای مستقل اما نزديک به اين تفکرات (حتی در خارج از کشور)، در خصوص ابراز اسلاميت و حتی ولايت و/يا داشتنِ ارادة اصلاح و نه تخريب، و نيت تقويت نظام و نه براندازی آن، ذره‌ای مورد قبول ارکان اصلی و هستة سخت قدرت در اين نظام واقع نشد؛ نه به اين دليل که آنرا باور نداشتند و دروغ می‌پنداشتند، نه، صرفاً به اين سبب که يک حکومت مطلقه می‌خواستند که هيچ مزاحمی نداشته باشد؛ فرقی نمی‌کرد که مذهبی باشند يا نه، خوش طينت و خوش نيت يا نه، وابسته به خارج يا نه، يار امام يانه. و هر چه آن جماعت در اين کار کوشيدند، از اين سو جز تکذيب و تحقير پاسخی نگرفتند و عجب که کماکان بر اين سيره پای فشردند: در اين که اميد بورزند و بدهند که می‌توانند به حکومت بقبولانند که نفع آن در لااقل اندکی مشارکت و اندکی دمکراسی و برخی اصلاحات حداقلی است. بيائيد انصاف بدهيم که هستة سخت حکومت به چه زبانی بايد به اين جماعت می‌فهماند که: من تمام قدرت را می‌خواهم؛ اصلاح هم نمی‌خواهم؛ هرگونه مقاومتی را هم به‌شدت درهم می‌شکنم؛ و پروای هيچ چيز هم ندارم.

برای هر کسی که درک معتدلی داشت، معلوم بود که ماجرای تأييد نامزدی رياست جمهوری آقای خاتمی، محصول يک برآورد تاکتيکی از جانب قدرت حاکم بود که اصلاً غلط هم نبود؛ اين که اوضاع، از قضا و به‌شکلی ناباور برای همه، به سمتی رفت که ايشان با چنان رأيی برنده شد، يک حادثة غيرقابل پيش‌بينی بود؛ و چون غيرقابل ‌پيش‌بينی بود، فرصتی نبود تا بلافاصله چاره‌ای انديشيده شود. اما مشکلی هم نبود،؛ او به‌زودی در تنگنا قرار گرفت و انبوهی از مصائب بر سر و روی او ريخت و جسارت و شجاعتی هم نداشت که لااقل کناره گيرد. پس انتظار تکرار دوران او از دو جهت خطا بود: هم اين که نمی‌گذاشتند، هم اين که اگر هم می‌گذاشتند، در عمل بيفايده بود. در ماجرای ۸۴ تصور دست‌اندر‌کاران اين بود: مردم مهم نيستند؛ اگر در رأی دادن خطا می‌کنند، ما خطايشان را اصلاح می‌کنيم. حال چگونه انتظار می‌رفت که در ۸۸ چيزی عوض شود؟ ما هرگز جمهوری نبوده‌ايم، که بخواهيم جمهوری بمانيم.

بله، اين هم راست است که بسته به برخی خصايل روانی فلان امير و فلان مدير و فلان ژنرال ...، گاهی فشارها اندکی، فقط اندکی، کمتر يا بيشتر بوده است، اما در مجموع تفاوت چندانی در وضع و حال نبوده است. آنان که به هر قصد و نيتی در اين فهم بديهی مردم خدشه کردند، اينک در سلولها در حال تفکرند. آيا به اشتباه خود پی می‌برند؟ اميدوارم، گرچه مطمئن نيستم.

برغم اين تفاصيل اما، شبه‌انتخابات ۸۸ با‌وجود خساراتش‌‌، شکست مردم نبود. کارناوالهای شادی، که در هفته‌های منتهی به ۲۲ خرداد راه افتاد، جلوه‌های جذابی از اميد و شادی و دست و رقص و همدلی و غمگساری و نوستالژی روزگاران خوش پيشکش اين مردم خموده کرد. درست که غرور آنان را، به‌شکلی حيرت‌آور که خالی از اشکال وخيم خود-ديگر آزاری نبود، شکستند، و عزيزانی را به خون نشاندند، ولی مردم اگر آنچنان که می‌خواستند پيروز نشدند، شکست هم نخوردند؛ يعنی وضعشان بدتر از قبل نشد. از اين آراء بيسابقة که برخی طمع مشروعيت می‌بردند، چنان وضعی به‌هم برآمد که ايران و دنيا، حتی آنان که از شدت خودفريبی و تخيل مثبت، چشم و گوش بر واقعيات بسته بودند، ناچار از فهم اين شدند که ما در چه وضعيتی هستيم. جداً بر اين باورم که چيزی روی نداده که بارها و بارها روی نداده بوده باشد، مشکل فقط اين بود که برخی اصرار داشتند، به‌رغم انبوه شواهد، برای منافع يا از سر ترس يا عادت يا محافظه‌کاری يا پاسيفيسم افراطی و مضحک، آينة شبانه را ترجمة صبوح کنند. اين که اين بار رسوائی قدری بزرگتر و قدری صريح‌تر بود، اصل ماجرا را چندان عوض نمی‌کند؛ ما همانيم که بوديم. با اين حال، اگر آنچه رخ داد کمک کرده باشد تا اينک خرده‌بهانه‌ها هم از ميان برخاسته و اميد ‌رود ديگر هيچ اصلاح‌خواهی در پی اغفال خود و خلق برنيايد، و برای تغيير اين وضع، راهی به جز شکايت بردن به خدا و/يا تکدی لطف از خدايگان در پيش گيرد، دستاورد بدی نيست. آيا در آينده ديگر کسی تک‌مضرابهای انتخاب ميان بد و بدتر را ساز خواهد کرد؟ آيا ديگر هيچ حزب و گروه و فردی در هيچ انتخاباتی، به هر بهانه و توجيهی،"نامزد" معرفی خواهد کرد؟

آيا کسی در تمام تاريخ، وضعيتی سراغ دارد که، از حيث اخلاق، ميان ادعا و عمل، اين ميزان فاصله باشد؟ در عين حال، آيا کسی در تمام تاريخ، وضعيتی سراغ دارد که اين سان با بی‌پروائی، با تحقير کردن تمامی معيارهای درک بديهی و عقل جمعی و سنجش بيطرف، همة عالم جز خود را به هر صفت زشتی متهم کند، در حالی که ماجرا به وضوح معکوسِ اين است؟ و آيا واقعاً اين موارد فقط در اين چند روز رخ داد؛ يا ديرزمانی است که بود؟

اما راجع به آينده و اينکه چه بايد کرد و چه واقع می‌شود. من در کتابها و مقالات خود نوشته‌ام که انقلاب يک فعاليت برنامه‌ريزی شده نيست. يک واقعة بسيار کمياب است. هميشه همه جا پتانسيل شورش در مردم ناراضی هست؛ کم يا زياد. اين حکومتها هستند که، در قريب به اتفاق موارد، نمی‌گذارند شورشها بدل به انقلاب شود و انقلاب پيروز. انقلابها فقط در صورتی پيروز می‌شوند که يا حکومت در ضمن جنگهای شديد و/يا ورشکستگی شديد مالی به شدت ضعيف شده باشد که اصلاً نتواند نيروی ضد شورش بسيج کنند (مثل انقلاب روسيه) يا اصلاً حکومت مرکزی مقتدری در کار نباشد (مثل انقلاب چين)، يا حکومت به دليل دلرحمی يا سست‌عنصری حاکم نتواند به موقع و با شدت شورش را سرکوب کند (مثل انقلاب ايران و فرانسه). اين وضعيتها بسيار کميابند و به همين سبب انقلاب پديده‌ای است بشدت کمياب. شايد در کمتر موقعيت تاريخی پتانسيل مخالفت و شورش به اندازه ايران امروز بوده باشد ولی سرکوب شديد و کنترل پليسی چندلايه مانع از پيشرفت هر حرکتی بوده است. من بشدت علاقمندم که اين تبيين نادرست باشد؛ مشتاقم که نظريه‌ام عملاً ابطال شود، ولی ظاهراً هنوز هم حتی، واقعيات گواه صحت آن است.

اين انتظار که اکثريت کسبه و کارمندان، يا حتی اقليتی قوی از آنان اعتصاب کنند، انتظار زيادی است. قطعاً برای بسياری زندگی در اين وضع بشدت ارزان و بيقدر شده است، اما شايد نه برای اکثريت؛ و تازه اين جمعيت هم (حال اقليت گسترده يا اکثريت) غالباً از سوی خانواده‌هايشان تحت فشارند که کاری نکنند که جان بر سر آن بگذارند. می‌ماند فئة قليله‌ای که آن هم در چنبرة ناهماهنگی درونی و فشار بيرونی، کارآمدیِ محدودی دارد. بنابراين اگرچه اميد می‌رود که مخالفتهای مدنی مردم تداوم يابد و اين نظام لااقل برای چنين کارهائی مجبور به پرداخت هزينه شود، اما بايد تا همين جای کار را هم موفقيتی بزرگ دانست. اين تصور که اگر اوضاع کم‌کم آرام گيرد، نااميدی غالب می‌شود و احساس شکست درمی‌گيرد، اگرچه در مقام توصيف احوال مردم تا حدی راست است، اما بايد نسبت به آن هشدار داد. به هم اميد دهيم که راه درازی در پيش است و هيچ چيز پايان نيافته؛ افول برخی هيجانات ستودنی نبايد تعجب زيادی برانگيزد. بخش نه چندان کمی از مردم چه بسا در همين اوضاع درپی اين برآيند که، با برخی حمايتهای ناروا و ضد انسانی، از اين نمد کلاهی برای خود بسازند. بسياری هم ناراضی‌اند اما نه در حدی که جان خود را در معرض تهديد جدی قرار دهند. باقيمانده هم ممکن است از ضعف امکانات ارتباطی و فشار کنترل شديد و اخراج و دستگيری و زندان و ... کم‌توان باقی بمانند. پس عجله نکنيم و در مورد نتيجه زودرس زياد خوشبين نباشيم. قطعاً روزی جشن استقرار انسانيت خواهيم گرفت، ولی آن روز معلوم نيست چندان نزديک باشد؛ چون انسانهای بد کم نيستند و انسانهای خوب هم غالباً نسبت معقولی ميان پوست و گوشت و خون و داغ و درفش و سرب نمی‌بينند. شجاعان و شهادت‌طلبان هم کم‌اند و در عسرت و فشار. پس اميد را درازمدت تعبير کنيم و از همين دستاورد فعلی هم خشنود باشيم؛ به روش‌های ديگر فکر کنيم؛ و از انساندوستان جهان استمداد کنيم.

منبع:ادوارنيوز

+ نوشته شده توسط مریم آزاد در پنجشنبه 4 تیر1388 و ساعت 10:59 قبل از ظهر |

 

بیانیه عبدالله نوری در مورد انتخابات و سرکوب پس از آن/این رفتارها به زوال حکومت سرعت می دهد
سه‌شنبه، 2 تیر 1388

ادوارنیوز: عبدالله نوری وزیر کشور دولت اصلاحات، با انتشار بیانیه ای به سرکوب شدید مردم و معترضان در روزهای پس از برگزاری انتخابات انتقاد کرد.

بسم الله الرحمن الرحیم

ألَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ
آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و حقّ خاشع گردد؟!

وقایع روزهای گذشته اينجانب را به حكم وظيفه ديني، اخلاقي و ملي بر آن داشت تا نكاتي را ياد آور شوم:


1- اعلام نتيجه انتخابات اينجانب را همچون انبوهی از ملت هوشمند ایران شگفت زده و نگران ساخت. شگفت زده از آن جهت كه چگونه سرمايه عظيم اعتماد ملت به تاراج رفت و نگران از اين بابت كه چرا پس از گذشت سه دهه از پيروزي انقلابي كه آزادي يكي از اساسي ترين شعارهاي آن بود و به بهاي ريخته شدن خون عزيزان اين وطن به پيروزي رسيد، شهروندان اين کشور از حداقل ميزان آزادي سياسي، يعني برخورداري از انتخاباتي سالم، محرومند؟ هرچند در طول ساليان گذشته با نگراني عمیق، ويراني بسیاری از دستاوردهاي اسلام و انقلاب را شاهد بودم، ولي اميد آن داشتم تا اين انتخابات بتواند تضميني بر حداقلي از آزادي ها باشد و از خسارات بيشتر جلوگيري كند. ملت سرفراز و آگاه ايران نيز براي پاسداري از همين آزادي حداقلي با وجود همه تضييقاتي كه بر سر تحقق خواسته آنان بود بیشترین همکاری را با حکومت داشتند و حتی به فیلتر شورای نگهبان تمکین کردند و به یکی از 4 کاندیدای مورد تأیید شورای نگهبان رأی دادند و صادقانه تمامي سرمايه خود را در طبق اخلاص نهادند و با حضور حماسي خود خواستند از خسارت و زوال بيشتر ایران عزیز جلوگيري كنند.اما افسوس که امروز بسیاری از رأی دهندگان احساس می کنند همان رأی هم نادیده گرفته شده است و فریبی به بهای از بین رفتن آبرو و صداقت حکومت، خورده اند. انتظار مي رفت مسئولین مربوطه با وجود تمامي محدوديتهايي كه در انتخابات ايجاد كرده بودند به آراي مردم احترام گذاشته از آن حفاظت نمایند، آن هم در نظامی كه با عناويني همچون مردم سالاري ديني همواره خود را بر آمده از ملت معرفي مي كند، ولي پاسداشت حضور حماسي ملت اعلام نتيجه اي بود كه نه تنها هيچيك از رقباي انتخاباتی آن را نپذيرفتند، بلكه احساسات کثیری از رأی دهندگان را جريحه دار كرد.

2- امروز میلیون ها رأی دهنده ایرانی در داخل و خارج کشور معتقد هستند که بزرگترین گناهان که دروغ است، آن هم دروغی به بزرگی ایران و نیز گناه خیانت در امانت را مجریان امر! مرتکب شده اند و گویا قرار است کسی سخنی نگوید تا با مرور زمان همه چیز حل شود. راستی چه منکری عظیم تر از دروغ و خیانت در امانت آنهم نسبت به ملتی به عظمت ملت ایران؟ مگر راستگويي چه زياني براي صاحبان قدرت دارد كه از آن گريزانند و دروغ گويي جز از بين بردن مشروعيت نظام و سلب اعتماد عمومي چه سودي در پي دارد كه اين همه بر آن اصرار مي ورزند؟ در انتخابات ریاست جمهوری 4 سال قبل هم برخی از کاندیداها مدعی تقلب و تخلف گسترده بودند، لکن در این انتخابات افزون بر سه کاندیدا عدهء کثیری از مردم نتیجه انتخابات را نپذیرفته اند؟ چنانچه این باور اصلاح نشود و اعتماد جمهور مردم جلب نگردد بازنده اصلی نظام است. مهمترين سرمايه اجتماعي و ملي همه نظام ها اعتماد عمومی است و حداقل خسران وضعيت کنونی از بين رفتن آن است. آیا در چنین شرائطی نباید برای باز گرداندن اعتماد مردم تلاش کرد؟ آیا روشی که در پیش گرفته شده برای جلب اعتماد مردم مناسب است؟ ابطال انتخابات یک روال سابقه دار بوده و به هیچ عنوان بدعت نیست و بدیهی است تکرار انتخابات هم نه تنها باعث تغییر در آراء واقعی ملت نمی شود بلکه تمامی رأی دهندگان را بر رأی خود ثابت قدم تر می کند. چنانچه شورای نگهبان هم نظر قطعی خود را مبنی بر صحت انتخابات صادر نماید، رهبر می تواند به عنوان معضل پیش آمده از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام دستور اقدام دهد تا رییس جمهور برآمده از انتخاباتی سالم و شفاف بتواند با قدرت و اعتماد به نفسی بیشتر مسئولیت اجرائی کشور را بر عهده گیرد.

حال اگر کسی مدعی تقلب و تخلف در انتخابات باشد چگونه می تواند آن را بیان کند؟ در حالی که مطبوعات تحت فشار و تهدید و سانسور قرار دارند و به نحو بی سابقه ای تمامی رسانه ها تحت کنترل است و هر گونه اطلاع رسانی از طریق رسانه های داخلی و خارجی و اینترنت و تمامی سایت های خبر رسانی و حتی تلفن شخصی شهروندان دچار اختلال قرار می گیرد و سیستم پیام کوتاه تعطیل می گردد تا حداقل های ارتباطی و خبررسانی مردم از بین برود و صدا و سیما هم که متعلق به مردم و جزء اموال عمومی است یک طرفه هر آنچه می خواهد می گوید بدون اینکه اشخاص و صاحب نظرانی که مانند آنها فکر نمی کنند و یا اعتقاد به تخلف و تقلب آشکار در انتخابات دارند را در بحث ها شرکت دهد، دیگر چه راهی برای اعتراض می ماند؟ مگر امر به معروف و نهي از منكر از مهمترین ارکان اسلام نیست؟ و در آیات متعدد قرآن بر آن تاکید نگردیده است؟ حال چنانچه مردم منکری را از حکومت مشاهده کردند آیا در قبال آن وظیفه ندارند؟ آیا امر به معروف و نهي از منكر براي جلوگیری از انحراف حكومت ها نیست؟ حکومتی که مدعی آزادی است و در گفتگو با رسانه های داخلی و خارجی ادعا می کند در ایران آزادی مطلق! وجود دارد، اعلام نمايد مردم چگونه می توانند انتخابات را نقد کنند؟ چرا پس از تبريك رهبری هيچ يك از رقيبان اين نتيجه را نپذيرفته اند؟ چرا نخست وزیر 8 ساله نظام در دوران دفاع مقدس، جناب آقای مهندس میر حسین موسوی و نیز حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی رییس دو دورهء مجلس نظام که هر دو مورد تایید صریح امام خمینی (ره) بوده اند و آشکارا خود را در چهارچوب نظام ولایت فقیه تعریف می کنند و به تازگی از فیلتر شورای نگهبان عبور کرده اند و مجدداً در نماز جمعه اخیر هم مورد تایید رهبری قرار گرفتند و به تعبیری خودی به حساب آمدند، نظر رهبری را نمی پذیرند و صراحتا انتخابات را شعبده بازی و مضحک می نامند؟ امروز هم مردم به دنبال رأی خود می گردند و حکومت نباید از این خواست تعبیر دیگری بکند که تعبیری غیر از این بیش از همه به ضرر حاکمیت است. همیشه حکومت ها اعتراضات سنگین و خواست های بزرگ را تقلیل می دهند و بسیار تعجب آور است که چرا در این نظام خواست های معقول و قابل دسترس را به انقلاب مخملی و امثال آن و یا تأثیر پذیری از القائات خارجی ارتقاء میدهند؟

۳- حال چرا تیر اندازی به مردم؟ چرا دستگیری های کور و حبس و زندان؟ چرا ضرب و شتم و هتک حیثیت مردم؟ چرا حمله به دانشجویان و دانشگاه ها؟ چرا اتهام های واهی؟ چرا برخورد با مالباخته به جای دزد؟ زندانی کردن ده ها اصلاح طلب و روشنفکر، نخبگان سیاسی و فعالان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران و تعداد کثیری از جوانان و دانشجويان و فعالان جنبش مدني كه در راستاي احقاق حقوق ملت و دفاع از آزادي بيان تلاش مي كرده اند و بسياري از آنان چه در جريان انقلاب و چه پس از آن خدمات بسياري به اين ملت كرده اند و در راه دفاع از حقوق ملت همچون برادر گرانقدر و عزیزم جناب دکتر سعید حجاریان هزينه های سنگینی چون ترور و جانبازی را پرداخته اند، چه مشکلی را حل می کند؟ آیا این دستگیری ها خود برمشکلات حکومت و انحرافش از جاده حقیقت و صواب نمی افزاید؟ به فرض که حکومت عزیزان زندانی ما را وادار به اعترافات دروغین و سناریوهای شکست خورده و نخ نمایی مانند اینکه از خارج دستور گرفته و یا به دنبال انقلاب مخملی و امثال آن بوده اند، کرد، طراحان این سناریوها مطمئن باشند تاریخ مصرف این نوع دروغ پردازیها و تهمت ها گذشته است و نه تنها بر ملت مؤمن و هوشیار اثر نخواهد گذاشت که فاصله و اختلاف نظر مردم با حاکمیت را بیش از پیش عمیق می کند. آیا این بازداشت ها با ضوابط اسلامی و اخلاقی منطبق است؟ آیا این دستور اسلام است که جوانان مظلومی كه روش شما را قبول ندارند به نام اسلام بازداشت و زندانی کنید؟ آیا اینها خوارج هستند و دست به سلاح برده اند؟ مگر قرآن کریم نمی گوید "محمدٌ رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم / محمّد (ص) فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند"؟ آیا رو در رو قرار دادن نیروهای سپاه و بسیج و یا نیروی انتظامی - که همگی در جهت امنیت و نظم و نگاهبانی از مرزهای کشور باید با دشمنان خارجی و یا اشرار داخلی مقابله نمایند - با مردم به مصلحت نظام است؟ در اینجا لازم می دانم به مسئولین صدا و سیمای دولتی یاد آور شوم، کسانی را که شما آشوبگر می نامید همین مردمی هستند که هر گاه حکومت نیاز به حضورشان دارد، آنان را ملت غیور و همیشه در صحنه می نامد، هر چند ممکن است افراد شرور آموزش دیده ای در جمع آنان نفوذ كنند و برای آسیب زدن به اجتماعات آنان و صحه گذاردن بر تبلیغات رسانه های حکومتی دست به هر کاری بزنند. بی تردید این شیوه تبلیغات و اتهام های واهی نفرتی عظیم در میان مردم برای بنگاه عریض و طویل اطلاع رسانی دولتی به وجود می آورد چرا که نجابت مردم هيچگاه به آنان اجازه تخريب و زيان رساندن به اموال عمومي و یا خصوصی را نمي دهد، اگر چه مسئولیت و وبال این حوادث بر گردن كساني است كه امكان تشكيل تجمعات مسالمت آميز را براي مردم فراهم نكرده اند. چگونه است تجمعات و تظاهراتی که توسط نهادهای حکومتی ترتیب داده می شود هرگز مورد تعرض قرار نمی گیرد ولی اعتراض منتقدان حکومت همیشه با تهدید، ارعاب و آشوب عده ای مواجه می گردد؟! چگونه است در تجمعاتی که توسط نهادهای حکومتی برگزار می شود افرادی تحت عنوان اخلال گر و یا آشوب طلب مشاهده نمی شوند ولی در هر نوع تجمع انتقادی و مسالمت آمیز این افراد حضوری پر رنگ در جهت بر هم زدن نظم و آرامش عمومی دارند؟! چگونه است که در تجمعات حکومتی عوامل و عناصری تحت عنوان لباس شخصی، گروه فشار و یا عوامل خودسر حضور ندارند ولی اگر تجمع و گردهمایی منتقدین برگزار گردد حضوری گسترده و رعب انگیز دارند؟! و چگونه است که تاکنون این افراد در هیچ دادگاهی محاکمه نشده اند؟! سلب اعتماد عمومي خسارتي جبران ناپذير است كه حداقل كشور را در برابر تهديدهاهاي خارجي آسيب پذير مي سازد و چنانچه خدای ناخواسته تهدیدی خارجی متوجه ایران شود حكومت پشتيباني مردم را از دست خواهد داد. آیا بهتر نیست حکومت به جای رفتار خشن و تهدید و ارعاب و دستگیری و تیر اندازی و ضرب و شتم و کشتار برخوردی اخلاقی نسبت به مردم داشته باشد؟ مگر علي‌ابن ابي‌طالب (ع) نفرمود: "به خدا سوگند اگر هفت اقليم را ‏به من دهند تا به مورچه ای ستم روا داشته پوست جوى را از آن بگيرم ، هرگز نمي¬كنم"؟ آيا پیشوایان دینی ما با مردم به گونه ای رفتار مي كردند كه جرأت انتقاد نداشته باشند؟ آیا این نوع رفتار، اعتقادات مردم نسبت به اسلام، را خدشه دار نمی کند؟ و این جفای به اسلام نیست؟ قرآن کریم به پیامبر رحمت للعالمین (ص) خطاب می کند: "وَ لَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ / و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً مردم از پيرامون تو پراكنده مى‏شدند"

۴- آزادي جوهر انسانيت است و همچنان كه از ديرباز تا كنون در تعاليم پيامبران و پيشوايان ديني و انديشمندان و همچنین اعلاميه ها و بيانيه هاي حقوق بشري امروزين مطرح شده است از حقوق سلب ناپذير انسان است. بنيادي ترين آرمان انقلاب اسلامي نيز آزادي بوده و در اصل ۲۷ قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز صراحتاً آزادي تشكيل اجتماعات به رسميت شناخته شده است. پس چرا در برابر اين حق مشروع و مسلم ملت مقاومت مي شود و اجازه راهپیمایی داده نمی شود؟ حکومت که خود را اکثریت می داند از چه بیمناک است؟ حاکمیت که همه امکانات مادی و نظامی و انتظامی و اطلاعاتی و تبلیغاتی را در اختیار دارد و معتقد است منتقدان و معترضان اقلیتی بیش نیستند! حکومتی که مدعی ممتاز ترین دموکراسی در جهان است حداقل همانند آنها رفتار نماید، در همه دموکراسی های امروز جهان اجازه راهپیمایی و یا اعتصاب و یا تحصن را به اقلیت می دهند و مسئولیت حفظ امنیت از آ ن را نیز حکومت به عهده می گیرد. من به عنوان یک شهروند و از باب النصیحه لأئمه المسلمین به حکومت توصیه می نمایم با پافشاری بر یک کار نادرست کاری نادرست تر انجام ندهید و ایران عزیز را دچار آسیب پذیری در برابر تهدیدات خارجی نکنید و با تمسک به بهره برداری بیگانه صدای حق طلبانه مردم خود را خاموش ننمایید. بدانید آبروی اسلام و نظام و جمهوریت آن با هیچ مصلحتی قابل معاوضه نیست. امیر مومنان (ع) می فرماید: " بهترين مردم نزد خداوند كسى است كه درستكارى را بر نا درستی ترجیح دهد، هر چند درستكارى، به زيان او باشد و موجب اندوه او شود و بدكارى برای او سود آور باشد و به مال و اعتبار او بیفزاید" نهج البلاغه - خطبه 125

به نوبه خود ، با دلي پر از اندوه با خانواده های دردمند تمامی قربانيان، مجروحان و آسیب دیدگان حوادث روزهاي اخير و خانواده های صبور و مقاوم زندانیان سر افرازی که جز خدمت به مردم و دفاع از حقوق ملت جرمی مرتکب نشده اند اظهار همدردي مي نمایم و به همهء عوامل و عناصر دخیل در این التهابات و تنش آفرینیها و کسانیکه به نام دفاع از اسلام و انقلاب و نظام خشن ترین برخوردها را نسبت به مردم بی دفاع روا می دارند متذکر می گردم این رفتارها باعث سرعت بخشیدن به زوال حکومت می گردد که: "الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم / حکومت با کفر باقی می ماند ولی همراه با ظلم هر گز پایدار نمی ماند".

من در مراحل مختلف انقلاب حضور داشته ام، 5 بار از سوی امام خمینی (ره) در مسئولیت های مختلف منصوب شدم، 2 بار در مسئولیت وزارت کشور قرار گرفتم، 2 بار به مجلس راه یافتم و در طول دوران جنگ در جبهه ها حضور داشتم. برادرانم بارها در طول جنگ مجروح شدند و نهایتا یکی از آن ها به فیض شهادت نائل آمد و یکی دیگر از آنها که از قافلهء شهدا جا مانده بود، در پی انجام وظیفهء نمایندگی به سوی رحمت حق شتافت. همواره دل در گرو اسلام و انقلاب و ایران داشته ام و در این راه آنچه را وظیفهء دینی و ملی خود دانسته ام انجام داده و می دهم اگر چه برای خود و یا خانواده ام هزینه داشته باشد، چه آنکه بر سر همین آرمانها و عقایدم و دفاع از آنچه حق می پنداشتم زندان جمهوری اسلامی را نیز بدون کمترین شکوه و شکایتی تحمل نمودم و با هیچ کس غیر از خدای خود معامله نکرده و نخواهم کرد (ان شاء الله). بسیاری از دوستانم را به یاد می آورم که در راه دفاع از اسلام و میهن در دوران انقلاب و در جبهه های نبرد به شهادت رسیدند و امروز نظاره گر من هستند که آیا در قبال از دست رفتن آرمان های انقلاب و عزت ایران با بی تفاوتی تنها نظاره گر هستم و یا در حد توانم به وظیفه خود عمل می کنم، به تعبیر هشدار دهنده امام خمینی در ماجرای کاپیتولاسیون: "آن آقاياني كه مي گويند بايد خفه شد، اينجا هم بايد خفه شد؟ … والله، گناهكار است كسي كه داد نزند؛ والله، مرتكب كبيره است كسي كه فرياد نكند"

۶- در خاتمه 2 فراز از بيانات اميرمومنان (ع) در نامه خطاب به مالك اشتر را ياد آور مي شوم، تا حکمرانان نظام جمهوري اسلامي که از آغاز سوداي تحقق حكومت آرماني شيعه را در سر داشته اند به ارزيابي خویش بنشینند كه آيا راهي كه در پيش گرفته اند راه امام علي (ع) است؟

کلام اول: قلب خويش را نسبت به ملت خود مملو از رحمت و محبت و لطف کن و همچون حيوان درنده اي نسبت به آنان مباش که خوردن آنان را غنيمت شماري زيرا آنها دو گروه بيش نيستند : يا برادران ديني تواند و يا انسانهائي همچون تو.

کلام دوم: بپرهیز از ریختن خون‏ها بناحق، زیرا که هیچ چیز، مانند ریختن خون حرام سبب غضب خدا و بزرگی عقوبت ‏حق تعالی، و زوال نعمت و کوتاهی عمر دولت نمی‏شود، پس حکومتت را با ریختن خون حرام تقویت مکن که همین سبب ضعف و سستی و نابودی آن می‏گردد.

بار دیگر به ارباب حکومت این آیه را متذکر می گردم که:

ألَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ
آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و حقّ خاشع گردد؟!
من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم / تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال
والسلام علي من اتبع الهدي
عبدالله نوری
01/04/1388

+ نوشته شده توسط مریم آزاد در سه شنبه 2 تیر1388 و ساعت 9:36 بعد از ظهر |
جدیدترین بیانیه کروبی: پنجشنبه به سوگ شهیدان می نشینیم
دوشنبه، 1 تیر 1388

مهدي كروبي با صدور بيانيه اي ضمن همدردی با خانواده های شهدا و مجروحین حوادث اخیر از مردم دعوت كرد تا در مراسم گرداميداشت شهداي حوادث اخير حضور يابند. البته كروبي در اين اطلاعيه تاكيد كرده است كه علي رغم تلاش هاي مكرر تا كنون موفق به گرفتن مكان خاص براي برگزاري اين مراسم نشده اند و پس از به نتيجه رسيدن پيگيري ها مكان و زمان برگزاري مراسم به هموطنان اعلام خواهد شد. متن كامل اين بيانيه به شرح زير است :

بسم رب الشهدا و الصدیقین

ملت بزرگ ایران

متاسفم که اعتراض مسالمت آمیز هموطنان عزیزمان در قبال تقلب و تخلف گسترده و نادیده گرفتن حق آنان در انتخابات بالاترین مقام اجرایی کشور ، با سرکوب و خشونت غیر قابل وصف مواجه شد. صحنه های دلخراش و تکان دهنده شهادت تعدادی از زنان و مردان این سرزمین که مطابق نص صریح قانون اساسی و در جهت نشان دادن اعتراض خود به خیابان ها رفته بودند، دل هر انسان آزاده ای را به درد آورد. آیا به راستی با مردمی که در جمعه 22 خرداد با حضور خود حماسه افتخار آمیزی برای نظام خلق کردند، باید چنین بی رحمانه برخورد کرد؟ تمامی ارکان نظام جمهوری اسلامی مطابق قانون اساسی بعنوان میثاق ملت و آموزه های امام،مشروعیت خود را از رای ملت به طور مستقیم و یا غیر مستقیم اخذ می کند. مطابق اصل 27 قانون اساسی تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها بدون حمل سلاح و به شرط آنکه مخل مبانی اسلام نباشد، آزاد است. پر واضح است که خیانت در امانت ملت مغایر تعهد دولت در قبال ملت بوده است (اوفو به العهود) و اتفاقا انانكه حرمت راي مردم را پاس نداشتند به ملت باید مورد مواخذه و بازخواست قرار گیرند و اعتراض مسالمت آمیز ملت نسبت به خیانت صورت گرفته نه تنها مخل مبانی اسلام نیست بلکه در جهت اعمال آموزه های اسلامی است.

متاسفانه کسانی که عظمت رفتار مدنی و بدور از خشونت مردم را بر نمی تابند بدنبال حاکم کردن فضای رعب و وحشت و ایجاد فضای امنیتی آزار دهنده به هدف تحمیل اراده اقلیت بر اکثریت هستند. ملت ما در جریان انقلاب اسلامی زنگار های طاغوتی را زدود و با تاسی از موازین اسلامی بدنبال عینیت بخشیدن به ارزش های والای اسلامی و ایرانی است و هر کس که بخواهد این حقیقت را کتمان کند در مقابل سیل خروشان ملت قرار خواهد گرفت . قانون اساسی این میراث گرانبهای ملت ، تضمین کننده نفی هر گونه استبداد فکری و اجتماعی است. گسستن از نظام استبدادی و سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان دستاورد سال ها مبارزه مردم و رهبران ملی و مذهبی خاصه امام راحل است که به سادگی و به بهانه های واهی نمی توان مردم را از آن محروم کرد.

اینجانب ضمن همدردی با خانواده های شهدا و مجروحین حوادث اخیر و در جهت برگزاری مراسم سوگواری در شان و منزلت شهدا بدین وسیله از هموطنان عزیز دعوت می کنم در مراسم بزرگداشت شهدای چند روز گذشته كه متعاقبا زمان و مكان ان اعلام خواهد شد حضور یابند . شايان ذكر است كه علي رغم تلاش هاي مكرر تا كنون موفق به گرفتن مكان خاص براي برگزاري اين مراسم نشده ايم و تاخير در ارسال اين بيانيه نيز به علت پيگيري و هماهنگي هاي لازم مرتبط با اخذ مكان مناسب جهت برگزاري اين مراسم بوده است . انشاءالله با پيگيري هاي مستمر موفق به اخذ مكان مناسب براي برگزاري مراسم گراميداشت شهداي حوادث اخير شويم كه به محض به نتيجه رسيدن پيگري ها مكان و زمان برگزاري اين مراسم به هموطنان اعلام خواهد شد .

اما نکاتی به اجمال و بر حسب ضررورت مطرح و از مسئولین می خواهم نسبت به آن اقدام عاجل نمایند:

1.بازداشت فله ای فعالان سیاسی و تعداد زیادی از هموطنان در راهپیمایی ها مطابق قوانین و مقررات کشور چه به لحاظ شکلی و چه به لحاظ ماهوی غیر قانونی است، لذا آزادی فوری بازداشت شدگان را که می تواند در آرامش به جامعه کمک کند خواستارم.
2.فراهم آوردن امکانات و شرایطی در جهت درمان مجروحان اخیر.
3.تحویل پیکر شهدا به خانواده آنان و اجازه برگزاری مراسم سوگواری مطابق شان و منزلت آنان.
4.لغو فضای سانسور و فشار بر مطبوعات و سایر رسانه ها.

+ نوشته شده توسط مریم آزاد در سه شنبه 2 تیر1388 و ساعت 9:18 بعد از ظهر |
شعری برای ندا، شمس لنگرودی

صید حلال

برای دخترم ندا آقا سلطان

دخترم

سنت شان بود

زنده به گورت کنند

تو کشته شدی

ملتی زنده به گور می شود.

 

ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد

او که پول مرگ تو را گرفته

شام حلال می خورد.

 

تو فقط ایستاد ه بودی

و خوشدلانه نگاه می کردی

که به خانه ات بر گردی

اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهی دید دخترم

و خیل خیال های خوش آینده

بر در و دیوارش پرپر می زنند.

 

تو مثل مرغ حلالی به دام افتادی

مرغی حیران

که مضطربانه چهره ی صیادش را جستجو می کند

تو به دام افتادی

همچون خوشه ی انگوری

که لگدکوب شد

و بدل به شراب حرام می شود.

 

کیانند اینان

پنهان بر پنجره ها، بام ها

کیانند اینان در تاریکی

که با صدای پرنده ی خانگی

پارس می کنند.

 

کشتندت دخترم

کشتندت

تا یک تن کم شود

اما تو چگونه این همه تکثیر می شوی.

 

آه ندای عزیز من

گل سرخی که بر گلوی تو روییده بود

باز شد

گسترده شد

و نقشه ی ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید

و اینانی که ندا داده اند

                        بلبلانند

میلیون ها تن که گرد گلی نشسته

                              و نام تو را می خوانند.

یعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می خوانند نشنوی

یعنی پنجره ات را بستند که صدای پیروزی خود را هم نشنوی

ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد

او که صید حلال می خورد.

 از سایت شمس لنگرودی

+ نوشته شده توسط مریم آزاد در سه شنبه 2 تیر1388 و ساعت 9:16 بعد از ظهر |

1.آیا "مطالبه ی حقوق از طریق راه حلهای قانونی" که این روزها تکیه کلام خیلی هاست ،معنایی دارد؟

ببینید در کشورهایی مثل کشور ما که در آن بوروکراسی دولتی بسیار وسعت دارد و نهادهای مدنی مثل احزاب ضعیف اند،همیشه احتمال سوء استفاده ی دولت در انتخابات به نفع خود یا نامزدهای طرفدار خود و علیه منتقدان و یا مخالفان قانونی حکومت وجود دارد.برای همین قانون اساسی ما وظیفه ی نظارت بر انتخابات را به عهده ی مرجعی خارج از قوه ی مجریه گذاشته است.پس تا اینجا ظاهر امرکاملا قانون مدار است و سخنان افرادی که میگویند از طریق قانون اقدام کنید بر حق است.اما یک مسئله ی مهم پیش روی ماست که قابل چشم پوشی نیست.اینکه اگر مرجع ناظر بر انتخابات قدرت کافی نداشته باشد آیا بود یا نبود نظارت تفاوتی به حال ما دارد؟اگر مرجع ناظر انتخابات حامی سلیقه ی فکری خاصی بود چه؟اگر ناظر بتواند به راحتی هر وقت اراده کرد قوانین و قواعد رقابت و انتخابات آزاد را به سود جریانی خاص تفسیر کند چه؟اگر موافقان نظارت استصوابی ،این نظارت را "مطلق" " نامحدود" سلیقه ای و غیر پاسخگو نمیدانند ،چرا با ارائه ی طرحی (البته نه از نوع طراحی ها و نمودار کشیدن های دولت نهم)حدود اختیارات شورای نگهبان را مشخص نمیکنند؟سازو کار پیشنهادی آنان برای "مشخص" و "ضابطه مند کردن " حدود نظارت چیست؟چون همین ابهام است که امکان اعمال "سلایق افراد" را به جای ضوابط قانونی فراهم میکند.یاد لودویگ می افتم در پژوهشهای فلسفی(بند 71 اگر اشتباه نکرده باشم)آیا یک عکس نا مشخص اصلا تصویر یک فرد است؟آیا تصویر نا مشخص اغلب همان نیست که ما به آن نیازمندیم؟

2.چگونه یک جامعه و حکومت به سوی انحطاط میرود؟غرور و تکبر زمامداران چگونه میان آنان و مردم فاصله می اندازد؟شیفتگان قدرت چگونه برای بقای خود همه کس و همه چیز را با توجیهات خویش قربانی میکنند؟انحصار طلبی ،منع مطبوعات آزاد،تک رسانه ای بودن به واسطه ی رسانه ای به شدت ملی در جامعه ی امروزی در قرن بیست و یکم چه خطرات و زیانهایی را در پی دارد؟آفت  قدرت طلبی چگونه موریانه وار یک حاکمیت را از درون تهی میکند؟چگونه بدنامی افراد و عملکرد ظالمانه آنان در تاریخ ثبت میشود و نمیتوان با هیچ ترفندی آن را تطهیر کرد و هیچ توجیهی کارساز نمی افتد؟

اگر دیروز در آزادی بودید حتما امروز برای همه ی این پرسش ها پاسخ مناسبی داشتید.اگر در یک خیابان منتهی به آزادی در محاصره "گارد"ی که نام شان را "ویژه" گذاشته اند(لابد ویژه برای توحش) بودید پاسخ داشتید برای امروز.اگردیروز گوشهایتان تیز میشد برای شنیدن هر صدایی و چشمهایتان برای دیدن هر جنبشی.اگر دیروز از دیدن صحنه های عینیت یافته ی فلسطین و اسراییل در همین تهران خودمان  اندوهی ناگزیر در برتان میگرفت اندوهی که سنگینی اش شانه هایتان را خرد میکرد حتما پاسخ این سئوالات  در ذهنتان تداعی میشد.

3.چند روز پیش سالروز مرگ مردی بود که میگفت: "آزادی معبود من است".به خاطر آزادی هر زندانی رهایی هر جهادی آسودگی و هر مرگی حیات است.او فریاد بر می آورد:"ای نسل اسیر وطنم آزادی تو مذهب من است.مردی پرتنش اما امید وار،مردد اما در جستجوی قطعیت که زمزمه اش تا پایان عم این بود که : عصیان از تسلیم زیباتر است.و امروز ما از او غایبیم.زمانه ی دیگریست اما نوای او از دوروست به گوش میرسد."آزادی معبود من است........."

وقتی در صحنه حق و باطل نیستی...
هرکجا که خواهی باش
چه در نماز ایستاده باشی چه به شراب نشسته باشی هر دو یکی است...
(دکتر علی شریعتی)

+ نوشته شده توسط مریم آزاد در یکشنبه 31 خرداد1388 و ساعت 6:46 بعد از ظهر |

بسمه تعالی
هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات شورای نگهبان
گرچه طی دو روز گذشته از سوی ستاد اینجانب ده ها مورد شکایت مستند از روند برگزاری انتخابات اخیر به آن شورا ارسال شده است، در عین حال این گزارش نیز در جهت تکمیل آن موارد و به عنوان شکایت پایان جهت ابطال انتخابات تقدیم می گردد. موجب تاسف است که پیش از رسیدگی به شکایت و اظهارنظر رسمی آن شورا درباره صحت انتخابات ، رسانه ملی با معرفی آقای احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور منتخب، حکم نهایی را صادر کرده است و این شائبه را ایجاد کرده که ارایه شکایت مفید فایده نیست ، با این وجود، شکایت حاضر تقدیم می شود، شاید اعضاء محترم آن شورا با تصمیم مناسب خود، این جریان انحرافی را متوقف نمایند.
این شکایت در 4 بند تنظیم شده و به ترتیب از صلاحیت فردی آقای احمدی نژاد شروع و به وضعیت شمارش آرا ختم می شود ، اگرچه مساله اصلی ما در این مرحله که موجب خدشه به نتایج شده است ، اتفاقاتی است که در روز رای گیری و شمارش آرا رخ داده است.
1-    صلاحیت فردی آقای احمدی نژاد
در اصل 115 قانون اساسی کیفیت ویژگی های رییس جمهور مشخص شده است ، ما درباره رجل مذهبی ، سیاسی بودن نامبرده یا مدیر و مدبر بودن فعلا وارد بحث نمی شویم ، چرا که ممکن است موضوعی سلیقه ای و قابل احتجاج باشد. اما امانت داری و تقوا به عنوان دو شرط دیگر نامزد ریاست جمهوری قید شده است که در نقض این دو ویژگی نزد ایشان می توان موارد فراوانی را ذکر کرد که در اینجا فقط به بخش بسیار کوچکی از آنها اشاره می شود.
-    یکی از مصادیق مهم امانت داری حفظ بیت المال و هزینه کردن آن در چارچوب قانون است ، گزارش رسمی دیوان محاسبات مبنی بر حدود 2000 تخلف مالی در عملکرد بودجه 85 و تایید گم شدن یک میلیارد دلار و ده ها مورد دیگر که از ترس اقدامات تلافی جویانه ، مکتوب نمی شود و صرفا بصورت شفاهی بیان می گردد ، مصداق بارز نقض این ویژگی است.
-    شرط تقوا بدون صداقت و راستگویی تحقق نمی یابد. دروغ بیّن و آشکار ناقض وجود چنین شرطی است که در اینجا صرفا به مواردی اشاره می کنم که همه ملت آن را شنیده اند، از جمله تکذیب صریح بیان رویت هاله نور از سوی آقای احمدی نژاد در مناظره با اینجانب که می توانید از آیت الله جوادی آملی صحت آن را استعلام کنید. بیان این که صد کشور خواستار الگوبرداری از ایران شده اند ، ادعای این که آمریکایی ها می خواسته اند مرا بدزدند ، دروغ صریح در مناظره با آقای رضایی مبنی بر این که تعریف اشتغال و بیکاری در دولت پیش تغییر کرده است و آخرین مورد آن نیز ادعای وی از عدم وصول شکایت از سوی نامزدهای انتخاباتی از روند انتخابات به شورای نگهبان است که این مورد را شورای نگهبان بهتر از هر مرجع دیگری از کذب بودن آن اطلاع دارد.
2- تخلفات پیش از برگزاری انتخابات
وجود موارد فراوان تخلف در هفته های منتهی به انتخابات تردیدی باقی نمی گذارد که با انتخاباتی یک سویه مواجه بوده ایم.
-    بسیج کلیه امکانات مالی حکومت و پخش آن در میان مردم از طرق رسمی و غیررسمی و بکارگیری نهادهایی نظیرتامین اجتماعی ، کمیته امداد ، و ... که این کارچیزی جز خرید آرای مردم نیست و بدتر این که این خرید نه از پول شخصی نامزد اعلام شده ، بلکه از جیب ملت است.
-    بکارگیری منابع دولت در جهت تبلیغ به نفع آقای احمدی نژاد و علیه سایر نامزدها که موارد آن را در روزنامه کیهان ، ایران ، و امثالهم مثال روشن این تبعیض هستند.
-    تبلیغات کاملا یک سویه صدا سیما که حتی در آخرین لحظات انتخاباتی نیز به نفع آقای احمدی نژاد وارد کارزار شد که چنین جهت گیری آشکار در هیچ انتخاباتی مسبوق به سابقه نبوده است.
-    ادعای دروغ علیه افراد یا درباره امور کشور در مناظره ها که حتی یک مورد آن برای اعلان عدم صلاحیت و اخراج هر نامزدی که چنین دروغهایی را ادعا کند ، کافیست.
3-تخلفات روز انتخابات
- گرچه برحسب قانون هر یک از موارد پیش گفته برای اتخاذ تصمیم علیه آقای احمدی نژاد کافی بود ، اما با علم به این تبعیض ها و نابرابری وارد انتخابات شدیم و کلیه نظرسنجی ها و شواهد موید آن بود که آقای احمدی نژاد رفتنی است و اتکا به این تبعیض ها و تخلفات نیز وی را نجات نمی دهد. از این رو بود که تخلفات اصلی در روز انتخابات و شمارش رای  آغاز گردید. از روز قبل انتخابات تخلفات آغاز گردید که شرح مختصری از آن تقدیم می شود.
- قطع سیستم sms و قطع ارتباط فعالان ستاد انتخاباتی من با ستاد مرکزی و صیانت از آرا
- عدم صدور و تاخیر در صدور کارت برای نمایندگان معرفی شده از سوی ستاد من برای حضور در محل صندوقهای آرا که به بهانه مختلف و غیرقانونی از سوی وزارت کشور انجام شد. به عنوان مثال در شهر تهران تعداد اندکی از 3100 تقاضای انجام شده برآورده گردید و تعدادی از کارت ها هم در روز رای گیری صادر شد که تماما تخلف محسوب می شود.
- اخراج نمایندگان اندک من هنگام پلمپ کردن صندوق ها که این کار تنها در شرائطی صورت می گیرد که قبل از پلمپ شدن تعداد قابل توجهی رای در آن ریخته شده باشد و کم آمدن تعرفه ها در ساعات اولیه نیز موید وجود چنین اقدامی است.
- تمام شدن تعرفه ها در بسیاری از صندوق ها در ساعات اولیه رای گیری یاد آور اقداماتی است که در سال 1376 در استان لرستان رخ داد و تعداد آرا واریز شده در صندوق ها بیش از جمعیت واجد حق رای در آن استان گردید!!
- جلوگیری از رای دادن مردم در ساعات پایانی رای گیری شاهد دیگری از تخلف است زیرا بر خلاف انتخابات گذشته که تا زمان حضور مردم در مراکز اخذ رای ، رای گیری ادامه می یافت اما این بار به سرعت مراکز اخذ رای را تعطیل کردند. ظاهرا این نگرانی وجود داشت که تعداد آرا در برخی مناطق رای از کل واجدین حق رای آن منطقه بیشتر شود.
4- شمارش آرا
- علیرغم همه این تخلفات آشکار مهمترین بخش اعتراض ما به شمارش غیرواقعی آراست. نحوه اعلان و نسبت آرا در 9 یا  10 مرحله از سوی وزارت کشور نشان دهنده وجود فرمولی مشخص و از پیش تعیین شده برای آرا نامزدهاست. با توجه به اینکه هیچ یک از نظرسنجی های موجود که  از سوی افراد نزدیک به دولت انجام شد چنین درصدهایی را پیش بینی نمی کرد و شواهد تجربی نیز در تعارض با چنین نتیجه ای بود ، اما روزنامه کیهان و خبرگزاری فارس ساعت ها قبل از پایان رای گیری نسبت 60 درصد آرا را برای آقای احمدی نژاد تعیین کرده اند که هیچ شبهه ای در وجود چنین فرمولی باقی نمی گذارد. برای اولین بار است که در انتخابات موجود بر خلاف انتخابات های گذشته نامزدهای اصلی دیگر حتی در استانها و محل خود نیز اکثریت آرا را بدست نیاورده اند. در حالیکه حتی در سال 1376 آقای ناطق نوری تنها در استان مازندران و لرستان آرای بیشتری را به خود اختصاص داد که دومی به علت تقلب بود و اولی نیز طبیعی می نمود. در انتخابات گذشته نیز اکثر نامزدها در محل های خود رای اول را آوردند و طبعا این رویداد از معجزات انتخابات اخیر است.
در پایان متذکر می شوم که مستندات و موارد مورد ادعا در شکایت قبلی تقدیم آن شورا شده است.
مهدی کروبی
25 خرداد 1388

+ نوشته شده توسط مریم آزاد در چهارشنبه 27 خرداد1388 و ساعت 11:9 بعد از ظهر |

۲۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۳۰ به نقل از سحام نیوز
مهدی کروبی در دومین بیانیه خود اعلام کرد که از حقوق مردم دفاع می کند و کوتاه نخواهد امد . متن کامل این بیانیه به شرح زیر است :

بسم الله الرحمن الرحیم
ملت بزرگ ایران

واکنش های خود جوش شما به اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نشان دهنده آگاهی و تعهد شما نسبت به ایران اسلامی و عدم مشروعیت نتیجه اعلام شده برای انتخابات 22 خرداد 1388 است گرچه می دانید و می دانیم که اگر امکان داشت این واکنش ها از راههای قانونی و در چارچوب های مدنی انجام می شد از مطلوبیت بیشتری برخوردار بود. اما در حال با توجه به حضور آگاهانه شما مطمئن باشید نامزدهای مورد علاقه شما در این دوره انتخابات از حق خود و شما کوتاه نخواهند آمد . نتیجه اعلام شده انتخابات برآمده از دو انحراف اساسی در مسیر تاریخ انقلاب است .
اول: انحراف از جمهوریت نظام که نقطه شروع ان برگزاری دومین انتخابات مجلس خبرگان رهبری در سال 1369 و رد صلاحیت گسترده یاران امام (ره) پس از رحلت بنیان گذار جمهوری اسلامی بود و این انحراف سبب شد جمهوری مورد نظر امام مخدوش شود و امروزه حتی افرادی که در این انحراف مقصر بودند از آن آسیب می بینند و کار به جایی رسیده که از کلیت جمهوری اسلامی، هر دو رکن جمهوریت واسلامیت با این انتخابات و اعلام نتایج مخدوش ان زیر سوال رفته است .
دوم : انحراف از اصلاحات که با فرصت سوزی و از دست دادن خودخواهانه موقعیت های بی نظیری که ملت ایران در حوادث پس از دوم خرداد 1376 در اختیار ما قرار داده بود شروع شد با سوء مدیریت و اجازه مصادره ان توسط نااهلان و سود جویان منتهی به انتخابات مجلس هفتم و سپس تشکیل دولت نهم که مهم ترین مخالف اصلاحات در سال 1384 و تثبیت او در سال 1388 گردید . من بار دیگر اعلام می کنم انتخاباتی که با حضور پرشور ملت ایران برگزار شد نباید وسیله سوء استفاده قرار گیرد و نتایح اعلام شده بر این انتخابات نامشروع و دولت برآمده از ان فاقد وجاهت ملی و صلاحیت اجتماعی است و از اینرو آقای محمود احمدی نژاد را رییس جمهور ایران نمی دانم . اما از ان جایی که به اصل نظام جمهوری اسلامی باور راسخ دارم و این نوع انتخابات را تعریض به میراث و راه امام می دانم و از ان جایی که هنوزم به ظرفیت نهادهای قانونی در جمهوری اسلامی باور دارم از شورای نگهبان می خواهم با ابطال انتخابات و در راستای خواست به حق ملت واکثریت مردم بار دیگر این انتخابات را تجدید نماید و این بار به حق ، از آرای مردم پاسداری کند . بدیهی است این راه حل برای برون رفت از وضع موجود و اتمام حجتی با نهادهای حقوقی و قانونی می باشد . فارغ از قضاوت من درباره برخی از اعضای تاثیر گذار شواری نگهبان و عوامل تاثیر گذار پشت صحنه ان به ملت عزیز ایران عرض می کنم که ضمن اعلام نظرات صریح خود درباره عدم مشروعیت نتایج انتخابات از ظرفیت های قانونی موجود بهره ببرند و از نیروی انتظامی و امنیتی می خواهم حقوق شهروندی منتقدان و معترضان را رعایت نمایند و نگذارند با انتشار تصاویر موحش و موهن در رسانه های خارجی موجبات وهن نظام جمهوری اسلامی فراهم آید و بدانند که شکرانه بیرون اوردن اقای محمود احمدی نژاد از صندوق های رای ضرب و شتم مردم ، دستگیری و تهدید امنیتی فعالان سیاسی واجتماعی و ایجاد جو امنیتی در کشور نیست . همچنین به دولت و دست اندرکاران هم یادآوری می نمایم که قطع وسایل ارتباط جمعی ، سایت ها ، موبایل ها ، پیامک ها و تلویزیون ها در شان جمهوری اسلامی که همواره مورد تایید حضرت امام (ره) بوده است نمی باشد . کار به جایی رسیده است که حتی از انتشار اطلاعیه ها و بیانیه های اینجانب در روزنامه ها و حتی روزنامه اینجانب خودداری می شود و مطبوعات مورد تهدید قرار می گیرد .
اینجانب با تاکید بر هویت مستقل و اصلاح طلبانه خود درخواست ابطال این انتخابات منحرف شده را به نام صیانت از ارای شما پیگیری نموده و در صورتی که دولت و شورای نگهبان بر ان اصرار داشته باشد ، تصمیمات خود را در اطلاعیه های بعدی به اطلاع ملت بزرگ ایران خواهم رسانید . نمایش غیر قانونی امروز از سوی آقای احمدی نژاد که خود را قبل از تایید انتخابات و رسیدگی به شکایات، رییس جمهور منتخب نامیده است نیز پرده دیگری از این نمایش مضحک است.
در پایان ضمن تشکر مجدد از حضور آگاهانه شما در صحنه ، به ملت شریف و جوانان غیور این سرزمین توصیه می نمایم که با حضور خود در صحنه و مراقبت از تحولات جاری ارامش را حفظ نمایند تا بهانه به دست غوغا سالاران ، انحصار طلبان و سرکوب گران ندهند .

والسلام علیکم
مهدی کروبی – 24 /3 /88

+ نوشته شده توسط مریم آزاد در دوشنبه 25 خرداد1388 و ساعت 10:15 بعد از ظهر |
 

نامه ی اردشير رستمي بازیگر نقش شهریار به احمدی نژاد 

رياست محترم جمهوري اسلامي ايران

جناب دكتر محمود احمدي‌نژاد
سلام
شما در بياناتتان از واژه‌هايي مانند عزت، سربلندی، غرور، پيروزي و افتخار زياد استفاده مي‌كنيد كه در دوره رياست شما نصيب ايران شده است. اما بنده به عنوان يك انسان معمولي و داراي هوش طبيعي و درك متوسط كه معني اين كلمات را بايد بداند و البته اخبار كشور را دنبال مي‌كند، خلاف آنچه شما مي‌گوييد را در مدت رياست جمهوري شما شاهد بودم. با توجه به ضعف طبيعي حافظه‌ام، درصدي پايين از آنها را كه به خاطر دارم يادآوري مي‌كنم. درصد پايين كه از هزاران اتفاق رخ داده است. 1- هنگامي كه استاد يك دانشگاه آمريكايي خارج از آداب گفت‌وگو و با جسارت و گستاخي هرچه تمام‌تر در بين صدها دانشجو و دوربين خبرنگاران شما را ديكتاتور قلمداد كردند، شما هيچ واكنشي درخور رفتار او نتوانستيد از خود نشان دهيد، آن گاه من احساس حقارت كردم.
2- وقتي كه يك دانشجوي غربي از شما درباره مشكلات دوجنسي‌هاي ايران سوال كرد شما وجود آنان را در ايران انكار كرديد و همه خنديدند. چگونه رئيس جمهور يك كشور 70 ميليوني با آن تاريخ و فرهنگ غني به دور از دانش و علم و واقع‌بيني از عهده پاسخ يك سوال برنمي‌آيد. در حالي كه اين مساله در هر جامعه‌اي وجود دارد و اصلا ربطي به هيچ دولتي هم ندارد.
3- زماني كه گزارش هاله نور در سازمان ملل متحد به يك عالم ديني مي‌دادي و ايشان از حرف‌هاي شما تعجب مي‌كرد و نمي‌دانست چه بگويد، من هم تعجب كردم. هزاران كاريكاتور و مقاله درباره اين مشاهده شما در مطبوعات دنيا منتشر شد.
4- شما تعداد مدال‌هاي ورزشي كسب شده در دوره رياست جمهوري‌تان را چندين برابر دوره‌‌هاي ديگر مي‌دانيد، ولي چگونه به اين موضوع ساده فكر نمي‌كنيد كه براي كسب مدال چندين سال بايد زحمت كشيد. شما نتيجه زحمات دولت قبلي را برداشت مي‌كنيد. لطماتي كه شما به ورزش كشور زده‌ايد، بعد از پايان دوره‌تان نمود بيشتري خواهد داشت. البته امروز هم در فوتبال و کشتي شاهد سقوط بي‌سابقه‌اي هستيم، كه همه به مدد مديريت شماست.
5- بحث 25 درصدي تورم را يك امر رواني در جامعه قلمداد كرديد، نه يك موضوع واقعي. معناي اين صحبت شما وجود 70 ميليون بيمار رواني در جامعه است منهاي مشاوران و مخبران شما و حضرتعالي.
6- فرموديد مردم بايد براي خريد گوجه فرنگي به محله شما بيايند و همه مردم هنوز هم اين جمله تاريخي‌تان را براي يكديگر نقل مي‌كنند. شما ايران را به اندازه محله‌تان كوچك كرديد.
7- وقتي پول به دست در سفرهاي استاني با چند ده هزار تومان فكر كرديد مشكل مردم را حل مي‌كنيد، بايستي براي آنها ايجاد اشتغال مي‌كرديد تا هزاران بر آنچه شما مي‌دهيد درآمد داشته باشند. آيا شما با اين كارتان به كرامت انساني آنها اهانت نكرديد؟
8- عكسي از شما و پادشاه عربستان در مطبوعات منتشر شد كه ايشان دست شما را مانند دست كودكي بازيگوش گرفته بود و به‌دنبال خود مي‌كشيد. چرا نبايد شانه به شانه شما راه مي‌رفت؟
9- نجات يافتگان قتل عام جنگ دوم جهاني از دست هيتلر در همين ايران خودمان زندگي مي‌كنند؛ كساني كه آن زمان پناهنده شدند. چطور قتل عام ميليون‌ها انسان را با وجود ميليون‌ها مدرك انكار مي‌كنيد؟ بعضي‌ها از حرف‌هاي شما خوشحال مي‌شوند؛ آناني كه هيتلر را آدم خوبي مي‌دانند. با خوشحالي ديگران خودتان را حق به جانب ندانيد.
10- قبل از پيروزي «باراك حسين اوباما» در گفت‌وگو با خبرنگاري خارجي گفتيد كه ما خبر موثقی داريم كه ايشان حتي در صورت آوردن راي هم اجازه رياست جمهوري نخواهد يافت. اين حرف را از كدام مشاور و مخبر به دست آورده بوديد؟
ديديد كه جهان در جايي دور از افكار و باورهاي شما به مسير خود ادامه مي‌دهد و منتظر من و شما هم نمي‌ماند. آقاي رئيس جمهوري نديدن يك اتفاق، نشانه نبودن آن نيست. البته شما مي‌توانيد به باورهايتان ادامه بدهيد. مثالي هست كه مي‌گويد: «بدترين افكار، باور و دروغ‌ها هم اگر تكرار شوند به حكمت تبديل مي‌شوند. »
11- افتخار دستيابي به انرژي هسته‌اي مربوط به دوره شما نيست. سه رئيس جمهور پيش از شما اساس اين كار را بنا نهادند، ادامه دادند و به بهره‌برداري هم رساندند، بدون اينكه چنين قطعنامه‌هايي در شوراي امنيت عليه ايران گريبانمان را بگيرد. تفاوت خودتان و ديگران را متوجه هستيد؟ تغيير تبليغاتي سرود ‌اي ايران هم از سوي اطرافيان شما مرا نگران نمي‌كند، زيرا سرود تا مردم نخوانند، سرود نمي‌شود. كار شما هم زيبايي و ظرفيت‌هاي ماندگاري را ندارد.
12- مشكلات اقتصادي ايران، ربطي به بحران مالي جهان ندارد زيرا ما وارد معادلات جهاني اقتصاد نشده بوديم. سه سال قبل از بحران جهاني شما قيمت مسكن را چهار برابر و تورم را 25 درصد كرديد. مشكل را به گردن مشكلات جهان نيندازيد. تحريم‌هاي ناشي از صدور قطعنامه‌ها سبب شد كه كالاها با چند دست چرخيدن و باسودهاي چندجانبه به ايران برسد.
13- دانشجويان تصوير شما را آتش زدند! و چند سوال كردند و اين سبب شد كه ديگر به دانشگاه نرويد، تا امروز كه نيمه شب با كيسه‌اي پرپول به خوابگاه مي‌رويد. دانشجوي خواب‌آلود نمي‌تواند از شما سوالي بپرسد.
14- به افتتاحيه المپيك پكن راه نيافتيد، زيرا رئيس جمهورهاي ديگر نمي‌خواستند شما حضور داشته باشيد و دولت چين براي دلجويي شما را به افتتاحيه پارالمپيك دعوت كرد. ذكر موارد بسيار ديگر را يادآوري نمي‌كنم، زيرا خجالت مي‌كشم. مثالي مي‌گويد در تبليغات حتي مباحث منفي هم مي‌تواند مثبت باشد. تنها يادآور مي‌شوم كه بنده نظام جمهوري اسلامي را داراي پتانسيل تغيير و اصلاح مي‌دانم و آن را به گزينه‌هاي ديگر ترجيح مي‌دهم، به انقلاب‌هاي مخملين دل نبسته‌ام. تنها حمايتم از جناح مقابل شما به خاطر ايجاد تحول شگرف در جامعه نيست. نه، من فقط مي‌خواهم رئيس جمهور آينده ملت را تحقير نكند. اگر باعث رنجش برخي دوستان دولتي شده‌ام از همه‌شان پوزش مي‌خواهم

 

 

+ نوشته شده توسط مریم آزاد در پنجشنبه 14 خرداد1388 و ساعت 10:1 بعد از ظهر |

  ۱.کارهای عادی روزانه که مارا در کنش متقابل چهره به چهره و کم و بیش دایمی با دیگران درگیر میکنند قسمت اعظم فعالیتهای اجتماعی مارا تشکیل میدهند.و زندگی ما پیرامون تکرار الگوهای شبیه به هم رفتار روزبه روز ،هفته به هفته،ماه به ماه و سال به سال سازمان یافته است.در حالیکه ما عادت کرده ایم واقعیت اجتماعی را مستقل از درک آن واقعیت به وسیله ی ما ببینیم.ما واقعیت زندگی روزانه را پذیرفته شده می انگاریم گرچه میشود این واقعیت را مورد چون چرا قرار داد اما ما این قابلیت پرس و جو را به خاطر راحت زندگی کردن در قالب این واقعیت ،معلق میگذاریم. زندگی روزمره سرشار از اجرایِ عملی نقش‌ها با همه‌یِ گونه‌گونی‌شان در بستر ساخت‌های نهادی است. از خرید و مصرف و تفریحات و مکالمات معمولی گرفته تا به سرِ کار رفتن، از سوار و پیاده شدن از اتوبوس و تاکسی و مترو تا رانندگی، از روابط اجتماعی با دوستان تا غریبه‌ها، از پیاده‌روی تا روابط عاشقانه، از شرکت در مراسم مذهبی تا بودن در پارتی ،خلاصه همه‌یِ آن چیزهایی که ما به طور روزمره یا درگیرشان هستیم یا مشاهده‌شان می‌کنیم، موضوعات زندگی روزمره و به تبع آن فرهنگ مارا شکل می‌دهند. فرهنگ  معانی مشترکی است که ما ایجاد میکنیم و در زندگی روزمره با آنها سرو کار داریم.یعنی فرهنگهای گوناگون حاصل تولید و رواج و مصرف معانی گوناگونند.پس سهیم شدن در یک فرهنگ به این معناست که ما جهان را طوری تفسیریا معنادار کنیم که شبیه شیوه های دیگر آحاد مردم است.

 مثلا همه ی رسالت خودمان را در این جهان، خریدن و مصرف کردن بدانیم  یا یکی از مهم ترین سرگرمی هایمان تماشای بازار و فروشگاه ها باشد.در حالیکه پدران ما در زمان گذشته صرفا برای خرید کالای مورد نظرشان به بازار یا فروشگاه میرفتند،در خریدهای جدید نوعی جستجوگری و مشاهده ی کالا هم دیده میشود.و این مبدل به بخشی از فرهنگ ایرانی شده.(برای درک این قضیه کافیست سری به فروشگاههای حوالی هفت تیر یا حوالی ولی عصر بزنید).

 خریدار ضمن اینکه برای خرید میرود برای دیدار ،گشت زنی،کسب لذت،و گذران اوقات فراقت هم میرود. در گذشته اگر روایت قدیمی درباره ی جامعه ی سرمایه داری این بود که مصرف کننده نیروی دست دوم و بعضا زائد و منفعل تلقی میشد و تولیدکننده ها همان کارگران اصلی بودند که نیروی اصلی در فعالیت اقتصادی نیز قلمداد میشدند ،در سنت فکری-اجتماعی معاصر ،تولیدکننده آنقدر ها مهم نیستند بلکه مصرف کننده نقش اصلی در چرخه ی تولید ،مصرف و معانی آنها دارد.مرام مصرف کننده ی جدید مرام مصرف در شیوه ی زندگی روزمره ی اوست.در زندگی روزمره افراد کمتر به فکر این اند که به تعیین حدو مرز میان مصرف ضروری و مصرف تجملی بپردازند.تجملی بودن زندگی افراد از حیطه ی داوری آنها خارج شده است و افراد در تعامل با دیگران به مصرف آن چیزی میپردازند که برایشان معنادار است.مصرف به خودی خود دارای ارزش است نه مصرف در خدمت تولید یا مصرف برای رفع نیاز.یا به عبارت دیگر بهتر است بگویم مصرف کردن خود شیوه ی زندگی است نه اینکه برای رفع نیاز باشد.

نوشتار بعدی ام در باب مصرف و طبقه از نگاه بوردیو خواهد بود.

2.فرا رسیدن بهار(به قول دکتر سروش لبخند خدا بر زمینیان ) را به تمامی دوستان دنیای مجازی ام تبریک میگویم،گرچه کاریکاتوری بیش نیست این بهار..یا در بهترین وضعیت کپی ایست از بهار.

+ نوشته شده توسط مریم آزاد در پنجشنبه 29 اسفند1387 و ساعت 5:16 بعد از ظهر |