فلسفه يعني رنج...
«یکی از درسهایی که از تاریخ میتوان آموخت این است که هیچکس از تاریخ درس نیاموخته است» هگل
از زمان افلاطون تا قرن بيستم، فيلسوفان سه شرط را برای داشتن شناخت از يک گزاره لازم می دانستند: ۱. گزاره صحيح باشد. ۲ ۳ افلاطون قرنها پيش اين سه شرط را به عنوان سه شرط لازم و کافی برای شناخت مطرح کرد و ساليان متمادی فلاسفه اين سه شرط را برای شناخت، لازم و کافی می دانستند تا اين که گتير در قرن بيستم مطرح کرد که اگرچه اين سه شرط برای شناخت، لازم است اما کافی نيست برايتان مثالی می زنم: فرض کنيد يک روز صبح بسته ای دريافت می کنيد. شما فکر می کنيد که در اين بسته چای است. بنابراين گزاره: "اين بسته، يک بسته چای است" يک گزاره درست است. پس اولين شرط افلاطون درباره شناخت برقرار است. شما به درستی اين که بسته ای که دريافت کرده ايد بسته چای است اعتقاد داريد. پس دومين شرط افلاطون درباره شناخت هم برقرار است و اما شرط سوم: شما به اين بسته نگاه می کنيد و می بينيد که روی بسته نوشته شده: چای. پس بنابراين سومين شرط هم برقرار است. طبق نظری که افلاطون داده با داشتن اين سه شرط، شما درباره اين بسته شناخت داريد. بسته را باز می کنيد. با کمال تعجب می بينيد که به عوض چای در اين بسته، شکلات است!!! به چه نتيجه ای می رسيد؟ بله، درست است. شناخت شما از بسته دريافتی کامل نيست. يک جای کار اشکال دارد و شما نمی دانيد کجا؟ در زندگی بسيار پيش می آيد که ما فکر می کنيم که درباره چيزی يا کسی شناخت داريم درحالی که اشتباه می کنيم چرا که سه شرط لازم برای شناخت که در بالا نوشتم کافی نيستند. اين موضوع را گتير مطرح کرد و در فلسفه تحليلی تحول ايجاد کرد. بعد از گتير فيلسوفان به اين فکر افتادند که شرط چهارمی را هم به سه شرط افلاطون اضافه کنند که دو نحله فلسفی دومين فيلسوف مورد بحث ما کواين است. کواين با رد کردن دو نظريه (دو دگم ۱ ۲ کواين هردو نظريه را رد می کند. از نظر کواين، نه تنها تفاوتی بين حکم تاليفی و تحليلی وجود ندارد، بلکه نمی توان گزاره های حسی (يا تجربی) را مبنای گزاره های تئوری قرار داد. بنابراين از نظر کواين، هر دو دگم بالا که طرفداران "حس گرايی" مطرح می کنند اشتباه است. کواين معتقد است که فلسفه بايد به سمت علم برگردد و نظريه ای به نام سلرز، سومين فيلسوف مورد بحث ما، برخلاف کواين به استانداردهای جامعه و فرهنگ توجه دارد. از نظر او، اين استانداردها همان قراردادهايی ست که جامعه می پذيرد و هر بک از اعضای آن، اين استانداردها را قبول دارند. سلرز اصطلاح "فضای عقلی" را به کار می گبرد. از نظر او، فضای عقلی فضايی ست که جامعه به اعضايش امکان ورود به آن را می دهد و در قبال اين ورود، از آنها مسئوليت می طلبد. به عنوان مثال،از سن بلوغ به بعد افراد جامعه در قبال اعمال و رفتار خود و شناختی که به دست می آورند مسئول هستند. اگر فرد بالغی درباره شيء و يا کسی مطلبی بگويد و ادعای شناخت کند چون وارد فضای عقلی جامعه شده و جمع، او را در اين فضا پذيرفته بنابراين، درقبال ادعايی که از شناخت آن شيء و يا آن شخص دارد مسئول است
| Design By : Night Skin |



