فلسفه يعني رنج...
«یکی از درسهایی که از تاریخ میتوان آموخت این است که هیچکس از تاریخ درس نیاموخته است» هگل
سوال اساسی این مقاله این است که آیا پدیده لباس شخصی ها یا همان کلیک ، پدیده ای عام ( اجتماعی – سیاسی) در سطح جهانی است یا خاص و مخصوص به فضای سیاسی _ اجتماعی ایران است؟ برای بررسی پدیده لباس شخصی ها در ادبیات عامیانه و کلیک یا دارو دسته ( باند) در ادبیات جامعه شناسی سیاسی باید ابتدا به عوامل شکل گیری آن توجه داشت . به عبارت دیگرباید دید در چه زمینه ای و تحت چه شرایطی این پدیده شکل می گیرد. برای ورود سیستماتیک به این موضوع در آغاز تعریفی از ساختار دولت در ایران وضریب انحراف چنین ساختاری از دولت ملی در کشور های سرمایه داری صنعتی ارائه خواهم داد و سپس به چگونگی شکل گیری گروه های استراتژیک در درون دولت غیر ملی ( پسا استعماری) پرداخته و در آخر به پدیده لباس شخصی ها یا همان کلیک ( دارو دسته) وابسته به گروه های استراتژیک در درون دولت خواهم پرداخت
تمایزساختاری دولت ملی از دولت غیر ملی ( دولت های پسا استعماری) ساختار دولت های مدرن اما غیر ملی ( پسا استعماری) - بطور مثال دولت ایران ویا دولتهای دیگردرجهان سوم- به لحاظ تاریخی و در چارچوب تئوری های چپ به ویژه جامعه شناسی آلمان به دوران استعمار بر می گردد. ساختار این دولت ها در دوران استعمار به گونه ای شکل گرفت که تا به امروز بر همان پایه در کشور های جهان سوم در حال چرخش است ، علیرغم آنکه در بسیاری ازاین کشور ها ( بخصوص آمریکای جنوبی ) جنبش هایی صورت گرفت و حتی تئوری جامعه شناختی( تئوری وابستگی ) برای آن فرمول بندی شد. اما شبه روشنفکران ما در انقلاب اسلامی هرگز برداشتی علمی از این تئوری نداشتند و درک آنها بیشتر مذهبی بود ، آنان برای رهایی از استعمار، شعار بازگشت به خویشتن را تئوریزه کردند و در نتیجه جنبشی ضد غرب را شکل دادند. غافل از آنکه دنیای علمی غرب، تئوری هایی را ارائه می داد که به راحتی پادزهر این پدیده یعنی رهایی از عقب ماندگی هم در آنها قابل ردیابی بود. زندگی «روزمره» و «غیر روزمره» دو وجه زندگی انسان را از نظر مضمون و محتوا در دو بعد فردی و اجتماعی تعیین میكند و وحدت متضاد این دو وجه زندگی، کل حیات را دربرمیگيرد. زندگی روزمره وجه طبیعی و خودبهخودی انسان در قلمرو تولید و باز تولید فردی است و زندگی غیر روزمره معرف تولید و بازتولید آگاهانه مادی و معنوی اجتماعی، معطوف به ضرورتها و اهداف اجتماعی است. زندگی روزمره معرف زندگی و كردار كمابيش يكنواخت و تكرارشونده انسان برای بقاست؛ همين و بس. نمیخواهم بگويم زندگی روزمره بیاهميت است يا كارهايی كه ما هر روز به دفعات انجام میدهيم بیآنكه نيازی به انديشيدن درباره آنها داشته باشيم، بیارزشاند. اتفاقا به نظرم مطالعه اين شكل ظاهرا بیاهميت كنش متقابل اجتماعی بسيار هم مهم است. بهخصوص اگر مقصود ما از پرداختن به اين مسئله اين باشد كه بيشتر اوقات در تقسيم كار اجتماعی، زنان در وجه زندگی روزمره محبوس شدهاند؛ زندگیای كه بر اساس تكرار الگوهای همانند رفتار، روز به روز، هفته به هفته، ماه به ماه، و حتی سال به سال سازمان پيدا كرده است. مثلا به آنچه يك زن خانهدار ديروز و روز پيش از آن و هفته پيش از آن انجام داده نگاه كنيد. او بيدار میشود، صبحانه میدهد، فرزندش را تا مدرسه همراهی میكند، بيرون مدرسه با دوستی خوشوبش میكند، برمیگردد، جارو میكند، ناهار درست میكند، به فرزندش كه از مدرسه برگشته غذا میدهد و... . اين مطلب من پيشتر در سايت كانون زنان ايراني منتشر شده است.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |



