<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>فلسفه يعني رنج...</title>
<link>http://maryam1361.blogfa.com/</link>
<description>«یکی از درسهایی که از تاریخ می‌توان آموخت این است که هیچ‌کس از تاریخ درس نیاموخته است» هگل</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 20 Sep 2009 08:03:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://maryam1361.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;سوال اساسی این مقاله این است که آیا  پدیده لباس شخصی ها یا همان کلیک ، پدیده ای عام ( اجتماعی – سیاسی)  در سطح جهانی است یا خاص  و مخصوص به فضای سیاسی _ اجتماعی ایران است؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای بررسی پدیده لباس شخصی ها در ادبیات عامیانه و کلیک یا دارو دسته ( باند) در ادبیات جامعه شناسی سیاسی باید ابتدا به عوامل شکل گیری آن توجه داشت . به عبارت دیگرباید دید در چه زمینه ای و تحت چه شرایطی این پدیده شکل می گیرد. برای ورود سیستماتیک به این موضوع در آغاز تعریفی از ساختار دولت در ایران وضریب انحراف چنین ساختاری از دولت ملی در کشور های  سرمایه داری صنعتی ارائه خواهم داد و سپس به چگونگی شکل گیری گروه های استراتژیک در درون دولت غیر ملی ( پسا استعماری) پرداخته و در آخر به پدیده لباس شخصی ها یا همان کلیک ( دارو دسته) وابسته به گروه های استراتژیک در درون دولت خواهم پرداخت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;تمایزساختاری دولت ملی از دولت غیر ملی ( دولت های پسا&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; استعماری&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ساختار دولت های مدرن اما غیر ملی ( پسا استعماری) - بطور مثال دولت ایران ویا دولتهای دیگردرجهان سوم-  به لحاظ تاریخی و در چارچوب تئوری های چپ به ویژه جامعه شناسی آلمان به دوران استعمار بر می گردد. ساختار این دولت ها در دوران استعمار به گونه ای شکل گرفت که تا به امروز بر همان پایه در کشور های جهان سوم در حال چرخش است ، علیرغم آنکه در بسیاری ازاین کشور ها ( بخصوص آمریکای جنوبی ) جنبش هایی صورت گرفت و حتی تئوری جامعه شناختی( تئوری وابستگی ) برای آن فرمول بندی شد. اما شبه روشنفکران ما در انقلاب اسلامی هرگز برداشتی علمی از این تئوری نداشتند و درک آنها بیشتر مذهبی بود ، آنان برای رهایی از استعمار، شعار بازگشت به خویشتن را تئوریزه کردند و در نتیجه  جنبشی ضد غرب را شکل دادند. غافل از آنکه دنیای علمی غرب،  تئوری هایی را ارائه می داد که به راحتی پادزهر این پدیده  یعنی رهایی از عقب ماندگی هم در آنها قابل ردیابی بود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 08:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=maryam1361&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>maryam1361</dc:creator>
<guid>http://maryam1361.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زنان و زندگی روزمره </title>
<link>http://maryam1361.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;P class=spip&gt;زندگی «روزمره» و «غیر روزمره» دو وجه زندگی انسان را از نظر مضمون و محتوا در دو بعد فردی و اجتماعی تعیین می‌‌كند و وحدت متضاد این دو وجه زندگی، کل حیات را دربرمی‌‌گيرد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip&gt;زندگی روزمره وجه طبیعی و خودبه‌خودی انسان در قلمرو تولید و باز تولید فردی است و زندگی غیر روزمره معرف تولید و بازتولید آگاهانه مادی و معنوی اجتماعی، معطوف به ضرورت‌ها و اهداف اجتماعی است. زندگی روزمره معرف زندگی و كردار كمابيش يكنواخت و تكرارشونده انسان برای بقاست؛ همين و بس. نمی‌‌خواهم بگويم زندگی روزمره بی‌اهميت است يا كارهايی كه ما هر روز به دفعات انجام می‌‌دهيم بی‌آنكه نيازی به انديشيدن درباره آنها داشته باشيم، بی‌ارزش‌اند. اتفاقا به نظرم مطالعه اين شكل ظاهرا بی‌اهميت كنش متقابل اجتماعی بسيار هم مهم است. به‌خصوص اگر مقصود ما از پرداختن به اين مسئله اين باشد كه بيشتر اوقات در تقسيم كار اجتماعی، زنان در وجه زندگی روزمره محبوس شده‌اند؛ زندگی‌ای كه بر اساس تكرار الگوهای همانند رفتار، روز به روز، هفته به هفته، ماه به ماه، و حتی سال به سال سازمان پيدا كرده است. مثلا به آنچه يك زن خانه‌دار ديروز و روز پيش از آن و هفته پيش از آن انجام داده نگاه كنيد. او بيدار می‌‌شود، صبحانه می‌‌دهد، فرزندش را تا مدرسه همراهی می‌كند، بيرون مدرسه با دوستی خوش‌وبش می‌كند، برمی‌گردد، جارو می‌كند، ناهار درست می‌كند، به فرزندش كه از مدرسه برگشته غذا می‌دهد و... .&lt;/P&gt;
&lt;P class=spip&gt;اين مطلب من پيشتر در سايت &lt;A href=&quot;http://irwomen.info/spip.php?article7590&quot; target=_blank&gt;كانون زنان ايراني &lt;/A&gt;منتشر شده است.&lt;A href=&quot;http://irwomen.info/spip.php?article7590&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Sep 2009 18:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=maryam1361&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>maryam1361</dc:creator>
<guid>http://maryam1361.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چند نكته از مراسم تنفيذ ديروز نوشته ي يك دوست</title>
<link>http://maryam1361.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;1.&lt;SPAN&gt;       &lt;/SPAN&gt;برای اولین بر در تاریخ جمهوری اسلامی مراسم تنفیذ بدون حضور رئیس جمهور قبلی‌ انجام گردید.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;2.&lt;SPAN&gt;       &lt;/SPAN&gt;برگزارکنندگان از ترس اعتراضات مجبور شدند زمان و مکان آن را تا آخرین لحظات مخفی‌ نگاه دارند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;3.&lt;SPAN&gt;       &lt;/SPAN&gt;تقریبا هیچ کدام از شخصیتهای سیاسی مهم مملکتی در این جلسه حضور نداشتند و حتا معلوم نیست چند تن از خبرگان در جلسه بوده اند!&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;4.&lt;SPAN&gt;       &lt;/SPAN&gt;برای اولین بار این مراسم پخش مستقیم نشد!&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;5.&lt;SPAN&gt;       &lt;/SPAN&gt;برای اولین بار این مراسم تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;6.&lt;SPAN&gt;       &lt;/SPAN&gt;حتا رئیس جمهور منتصب دست ولی‌ فقیه را مانند بار قبل نبوسید تا نشان دهد که او هم چندان حسابی‌ از وی نمیبرد و و و و …..&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;اگر اینها پیروزی نیست پس چیست؟ جدا فکر می‌کنم که خود آقایان هم فهمیده اند که کار تمام است! زنده باد مردم شجاع و فهیم ایران که اینچنین کام کودتاچیان را تلخ و عرصه را برایشان تنگ نموده اند!&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;اندکی‌ صبر سحر نزدیک است&lt;/FONT&gt;…&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 04 Aug 2009 20:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=maryam1361&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>maryam1361</dc:creator>
<guid>http://maryam1361.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اعتراف ميكنم....</title>
<link>http://maryam1361.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دو نمونه از اعترافاتي كه دوستان پس از پخش اعترافات ديشب از رسانه ي ميلي انجام داده اند را ببينيد:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱.من اعتراف می کنم که ندا را من کشتم...سهراب را من کشتم...کیانوش و محمد را من کشتم...محسن را من شکنجه کردم...من بودم که تقلب کردم...من به مردم دروغ گفتم...من مردم را &quot;خس و خاشاک&quot; و رهبرانشان را &quot;آشغال&quot; خطاب کردم...من اعتراف می کنم که حتی پشیمان هم نیستم...که حتی از یک عذرخواهی هم دریغ می کنم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۲.کلا تقصیر من بود. کلا عرض می کنم . جزیاً هم تا حدودی . خیانت اول من شعور بود که متاسفانه خدادای بود. خیانت دوم من که واقعا غیر قابل توجیه بود استفاده از این شعور بود. نفاق من آنجا معلوم شد که وقتی شعورم به من گفت از موسوی حمایت کن حمایت کردم. بله من از این بابت شرمنده ام. رفتم توی خیابان . با بچه ها می خواندیم: نن جون مهدی فهمید این کوتوله نفهمید. حالا که به قبح این کلمات رکیک و دشمن شاد کن فکر می کنم از کلیه  بینانگذاران شرمنده می شوم. من هم تابلوی دروغ ممنوع را بلند کردم و برای موسوی وقتی گفت ادب مرد به ز دولت اوست کف زدم. بد ترین کار ی که کردم این بود که روز انتخابات یک ساعت توی صف ایستادم و با غرور خاصی روی کاغذ رای نوشتم : مهندس میر حسین موسوی . بعد رایم را تا کردم و در صندوق انداختم. فردا صبح تا ظهرش کار خاصی نکردم مگر اینکه هر نیم ساعت یک ویشکون از خودم می گرفتم که نکند دارم خواب می بینم. حوالی عصر باراک زنگ زد به موبایلم گفت: هر چی پیامک می فرستم که نمی رسه. دیگه مجبور شدم خودم بهت زنگ بزنم. برو بچز را خبر کن برید توی خیابان انقلاب نرم و براندازی مخملی کنید. گفتم :من اینها را فقط توی سر مقاله کیهان خوانده بودم. اینها چیه؟ گفت: حرف نباشه . من و کاخ سفید پشتتیم.ما هم رفتیم تو خیابان و شب هم الله اکبر گفتیم که مشت محکمی بردهان نظام بسیار مقدس جمهوری اسلامی زده باشیم. فردایش نشستم پای تلویزیون و حرص خوردم. دوشنبه رفتم آزادی و حال کردم . اون روز هیچ شعار ساختار شکنانه ای ندادم. سه شنبه جلوی صدا سیما و پنج شنبه توپخانه هم خون از دماغ کسی نیامد. نمی دانم جمعه چه شد که شنبه به بعد بگیر بگیر و بکش کش شد. ما هم هی باتون خوردیم و داد زدیم . از 18 تیر بود که به این نتیجه رسیدیم علیه یک انسان نورانی و روشن که در خوبی دست احمدی نژاد را بسته شعار دهیم . البته من اذعان می کنم که تا حالا این آدم را ندیده ام و واقعا در حق یک چنین مردی ظلم کردم.نام این مرد فردی به نام م.خ  بود. بعد هم نماز جمعه هاشمی رفتیم قاطی خانم ها نماز خواندیم و بعد هم به مناسبت شهادت امام کاظم روضه خواندند و چون ما اشکمان در نیامد اشک آور زدند که ثوابی کرده باشیم. به هر حال من هنوز دست از نفاق خودم بر نداشته ام . هنوز فکر می کنم که موسوی رای آورده و تقلب شده . هنوز فکر می کنم آقایان روی صهیونیست ها را در برخورد با مخالف سفید کردند. من هنوز احمدی نژآد را که مبینم دل پیچه می گیرم و مجبورم سریع خودم را به یه جایی برسانم. من از همه ، از این مقام ، از اون مقام عذر می خواهم و خواهشمندم مرا هم در آغوش خود بگیرند. منتها اگر از آن رایحۀ خوش استفاده می کنند قبلش هشدار های لازم را بدهند چون من قلبم ضعیف است و ممکن است پس بیفتم. در پایان یک بیت شعر از کیوسک می نویسم:&lt;BR&gt;جنگ اعراب واسراییل / ببرای تامیل / تقصیر من بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 02 Aug 2009 20:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=maryam1361&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>maryam1361</dc:creator>
<guid>http://maryam1361.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://maryam1361.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 28pt; COLOR: red&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;10 دلیل برای این که این اعتراف ها دروغ اند&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;1- اعتراف گیری های پیشین نشان داده است که آن چه در این اعتراف گیری ها اخذ می شود ، بعدا تکذیب می شود . این شو رسوایی است که بارها و بارها دروغ بودنش آشکار شده است و دروغ بودن این شو هم بعدها آشکار خواهد شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;2- مطابق آیینامه دادرسی کیفری اعتراف گیری با شکنجه وجاهت قانونی ندارد و محروم شدن بازداشت شدگان از تمام حقوق قانونی شان که در همین آیین نامه و دیگر قوانین آمده است ، مصداق بارز شکنجه است . اگر حتی باور کنیم که صورت آقای ابطحی خود به خود و در اثر عبادات و راز نیاز با خدا برای رسیدن به این جمع بندی این شکلی شده است و وزن وی به خاطر همین راز و نیاز ها کم شده است ، در صورتی که طبیعی است که در زندان اگر شکنجه ای در کار نباشد ، به خاطر بی تحرکی یا کم تحرکی آدم ها چاق تر شوند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;3- اعتراف همه شبیه به هم است و شبیه به نوشته های برادر حسین و برادر حسن و مشاوران شرین عقل امروز آن ها . به قول یکی اعترافات ابطحی چکیده نوشته های کیهان است ، به خصوص نوشته های مغشوشی که در سال های اخیر یکی از مهره های برادرجسن و حسین به نام پیام فضلی نژاد می نوشت که مصداق بارز بافتن آسمان به ریسمان بود .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;4- اگر این اعتراف ها بدون فشار و شکنجه اخذ شده است ، چرا خبرنگاران رسانه های خارجی و ایرانی مستقل به دادگاه راه ندادید تا بهانه از دستشان گرفته شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;5- ناگهانی بودن دادگاه دلیل دیگری است بر اخذ اعتراف زیر شکنجه . تردید نکنید که از 45 روز بی اطلاعی این دوستان مظلوم سوء استفاده کرده و برای آنان فضایی ترسیم کرده اند که خیال کنند همه چیز به آخر رسیده است . اگر دادگاه با اطلاع قبلی بود ، ممکن بود حضور خانواده ها و مردم مقابل دادگاه و فریاد الله اکبر آنان این مظلومان را با اوضاع بیرون آشنا می کرد .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;6 – عدم حضور هیچج فردی خارج از کادر های همکار کودتا و کودتاگران در دادگاه . دقت کنید دادگاه را شکنجه گران پر کرده اند و خبرنگاران رسانه های کودتا و هیچ فردی حتی از اصولگرایان معتدل در دادگاه حضور ندارند . البته ممکن است برخی از آدم های باوجدان در دادگاه باشند که در روزهای آینده از دادگاه بگویند و بگویند چه اتفاقی واقعا در ان رخ داده است . ناگهانی برگزار شدن آن به همین خاطر بوده است که کسی غیر از کودتاگران در ان حضور نداشته باشد . مثلا چرا همین یکی دو هیاتی که در قوه قضاییه و مجلس تشکیل شده بود و همه اش از خودشان بود ، نیز در این دادگاه نبودند . پاسخ روشن است چون آنان نسبت به این کودتاگران از اندکی وجدان برخوردارند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;7- با همه این ها سناریوی نوشته شده ضعیف و پر از اشکالات منطقی است ، اما چون کسانی که این چیزها را نوشته اند از حداقل های لازم برای درک منطق برخوردار نیستند ، خواسته اند جاهای خالی سناریوی رسوای خود را با اعترافات دستگیرشدگان دیگر پر کنند ، اما نتوانسته اند این ها را به هم ربط دهند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;8- یکی دیگر از دلایل مهم این است که کودتاگران می خواستند که در آستانه مراسم غیرقانونی تحلیف و تنفیذ دزد آرای مردم ، بر عدم انجام تقلب در انتخابات تاکید کنند و ابطحی و عطریان فر را واداشتند که بارها و بارها تاکید کنند که تقلب نشده است و جالب این است که استدلال هایشان هم شبیه کودتاگران بود. در این مثلا محاکمه و مثلا مصاحبه حتی آن ها را وادار کرده بودند که از قول مبارزان شجاعی چون بهزاد نبوی که علیرغم شکنجه های طاقت فرسا تن به اعتراف نداده بودند ، بگویند که تقلب نشده است . او اگر به این نقطه رسیده باشد که تقلب نشده است چرا خودش نمی گوید . بعد هم گیریم که همه این ها تحت شکنجه های شما قبول کردند که تقلب نشده است ، مردم را چه جوری قانع می کنید با باتوم ، شکنجه ، تجاوز؟ مگر چند نفر را می توانید ببرید ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;9- همین که از این همه بازداشتی نتوانسته اند بیش تر از دو نفر را ( البته با شکنجه های طاقت فرسا )به تسلیم وادارند ، خود بزرگ ترین نشانه اعتراف گیری به زور شکنجه است و با قرص های روان گردان که ابطحی به همسرش گفته بود او را از قیل و قال دنیا نجات می دهد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;10 – متن سخنان ابطحی و عطریان فر و به خصوص عطریان فر خود بزرگ ترین دلیل بر دروغ بودن این سخنان است . من به این نکات ظریفی که این دو با ظرافت در سخنان خود بیان کرده اند اشاره نمی کنم تا در پخش های بعدی تلویزیون از این رسانه رسوا حذف نشود تا مردم هم دم خروس را ببینند . دم خروس را این دو بزرگوار آشکار کرده اند ، هم از شکنجه گفته اند و هم از فرایند رسیدن به اعتراف کردن . اندکی دقت می خواهد . ابراهیم نبوی هم چنین تجربه ای داشت و درباره اش خوب است که بنویسد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 02 Aug 2009 18:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=maryam1361&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>maryam1361</dc:creator>
<guid>http://maryam1361.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://maryam1361.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;IMG height=309 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://chrr.us/IMG/arton2707.jpg&quot; width=304 align=left border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حسن یوسفی اشکوری در گفت‌وگو با دویچه وله از بحران مشروعیت و آسیب‌شناسی اجتماعی سرکوب اعتراض‌های اخیر می‌گوید. او برای بازار نقشی حاشیه‌ای قائل است و تداوم سلب آزادی‌های اجتماعی را عامل گسترش احتمالی بحران می‌داند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;دویچه‌وله: آقای اشکوری نگاهی داشته باشیم در ابتدا به بافت اجتماعی اعتراض‌های اخیر. از نظر شما آیا این اعتراض‌ها واکنش‌های آگاهانه‌ی جامعه بوده یا این که می‌شود از یک نوع عصیان نسلی سخن گفت که در واقع کاسه‌‌ی صبرش لبریز شده؟&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;اشکوری: &lt;/STRONG&gt;خب می‌دانیم که در تحولات اجتماعی نمی‌توان فقط به یک عامل تکیه کرد یا عوامل متعدد را تقلیل داد به یک عامل. بگوییم این است و دیگر عوامل دخالت نداشتند. عوامل متعددی در این جنبش و در این عکس‌العمل مردم قابل تشخیص یا قابل توجه و تأمل است. طبیعی‌ست که بخشی از این واکنشی که جامعه بخصوص نسل جوان نشان داد، ریشه در مسایل گذشته داشته است. محرومیت‌هایی که نسل جوان دارد و فشارهایی که در طول این سی سال و به طور خاص در طول این چهارسال به جوانان، دختران و پسران در کوچه و خیابان تحت عنوان مبارزه با ناامنی‌های اجتماعی یا گشت ارشاد یا مسایل مذهبی وجود داشته است، اینها سبب شد که اصلا در این انتخابات به نوعی جوانها را به کوچه و خیابان بکشاند و حتا قبل از اخذ آراء و حتا قبل از انتخابات هم دیدیم که شب‌ها تا صبح حدود دو هفته تمام شهر تهران و همین طور شهرهای بزرگ در تسخیر جوانان بود و شادی می‌کردند، کارناوال راه می‌انداختند، شوخی می‌کردند، شعر می‌خواندند و دست افشانی می‌کردند، حجاب‌ها دیگر آنچنان جدی گرفته نمی‌شد و خیلی از مسایل دیگر. دختر و پسر خیلی راحت دست همدیگر را می‌گرفتند و شعر می‌خواندند، سرود می‌خواندند. این خیلی ارتباط مستقیمی با خود انتخابات به معنی انتخابات معمول نداشت. بنابراین بخشی از این حالت عصیان یا این حالت خالی کردن یک نوع احساس و عواطف سرکوب شده‌ی جوانان بود که قبل ازانتخاب بود، بعد از انتخابات هم آمد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 01 Aug 2009 21:01:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=maryam1361&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>maryam1361</dc:creator>
<guid>http://maryam1361.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عكس / نيويورك – روز جهاني &quot;اقدام&quot; براي حقوق بشر در ايران – گتي ايميج</title>
<link>http://maryam1361.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 423px; HEIGHT: 291px&quot; height=273 alt=&quot;بدون عنوان&quot; hspace=0 src=&quot;http://d.yimg.com/a/p/afp/20090726/capt.photo_1248594892198-1-0.jpg?x=400&amp;y=266&amp;q=85&amp;sig=RmSijdFdSLo1_dwgnlGIOQ--&quot; width=415 align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; مهندس میرحسین موسوی و حجت‌الاسلام مهدی کروبی با ارسال نامه مشترکی به صادق محصولی، ‌وزیر کشور، خواستار ارائه مجوز جهت برگزاری مراسم چهلمین روز درگذشت جانباختگان حوادث اخیر شدند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; متن اين نامه بدين شرح است: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وزیر محترم کشور &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بدینوسیله به اطلاع می‌رسانیم به مناسبت گذشت چهل روز از آغاز حوادث ناگواری که طی آن عده‌ای از هموطنانمان جان خود را از دست دادند، در خواست برگزاری مراسم یادبود این عزیزان در روز پنجشنبه 88.5.8 ساعت 18 الی 19.30 بعد ازظهر در محل مصلای بزرگ تهران را داریم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شایان ذکر است که مراسم مذکور بدون ایراد سخنرانی و با استماع به تلاوت آیات کلام‌الله مجید انجام خواهد شد و از شرکت کنندگان نیز درخواست خواهد شد در سراسر مراسم با سکوت خود ادای احترام کنند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 26 Jul 2009 18:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=maryam1361&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>maryam1361</dc:creator>
<guid>http://maryam1361.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://maryam1361.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 374px; HEIGHT: 295px&quot; height=552 alt=خاتمي hspace=0 src=&quot;http://www.baharestan8.com/NewsImage/62908888888888888.jpg&quot; width=434 align=left border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سید محمد خاتمی، میر حسین موسوی، مهدی کروبی و تنی چند از اصلاح‌طلبان در نامه سرگشاده‌ای به مراجع عظام تقلید با اشاره به بازداشت‌های بعد از انتخابات از آنها خواستند به عنوان مرجع و ملجأ ملت شریف ایران پیامدهای زیانبار اتخاذ شیوه‌های قانون‌گریزانه را به دستگاه‌های ذیربط خاطرنشان کنند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;متن نامه به این شرح است: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بسم الله الرحمن الرحیم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;محضر مبارک مراجع عظام تقلید (ادام الله ظلهم) &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سلام علیکم. همانگونه که استحضار دارید، همزمان با اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، موج وسیعی از دستگیری‌ها از میان فعالان ستادهای انتخاباتی نامزدهای غیردولتی و شهروندانی که در راهپیمایی‌های مسالمت‌آمیز شرکت جسته بودند آغاز شد که در ادامه، با گسترش موج اعتراضات مردمی نسبت به تخلفات گوناگون و گسترده‌ای که در قبل، حین و بعد از انتخابات صورت گرفت، افزایش یافته و هنوز هم ادامه دارد. بازداشت‌های انفرادی و گروهی، از اقشار مختلف اجتماعی از جمله اساتید دانشگاه‌ها، فعالان سیاسی، روزنامه‌نگاران، که بدون صدور مجوزهای قانونی صورت گرفته و همراه با برخوردهای خشونت‌بار و استفاده از شیوه‌های بازجویی که یادآور دوران سیاه ستمشاهی است و بسیاری از امضاکنندگان این نامه در آن زمان خود بارها قربانی آن بوده‌اند، به هیچ روی زیبنده نظام و کشوری که داعیه برپایی قسط و عدل دارد نبوده و نخواهد بود و چهره جمهوری اسلامی را در روح و جان هر ایرانی و نیز انظار جهانیان تیره و تار خواهد کرد. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 25 Jul 2009 20:28:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=maryam1361&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>maryam1361</dc:creator>
<guid>http://maryam1361.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آيا اتفاق جديدی افتاده است؟ (دكتر سيد مرتضي مرديها )</title>
<link>http://maryam1361.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=Headline style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;آيا اتفاق جديدی افتاده است؟ &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=date style=&quot;PADDING-TOP: 10px; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;سه‌شنبه، 2 تیر 1388&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;A id=viewarticle.ascx_entry_hypAuthor href=&quot;http://advarnews.biz/article/archive/51.aspx&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;دكتر سيد مرتضي مرديها &lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;برخی بر اين باورند که در ۲۲ خرداد ۸۸، جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی تغيير ماهيت داده است. اين گفته تا چه حد مقرون به حقيقت است؟ پاسخ من اين است: تقريباً تا هيچ حد؛ در اين روزها اتفاق بی‌سابقه‌ای روی نداده است. بله، اين البته راست است که رفتار حکومت در آنچه انتخابات دهم ناميده می‌شود، و نيز در حوادث متعاقب آن، قدری صريح‌تر و بی‌پرواتر به‌نظر می‌رسد، اما اين کرگوشیِ مزمنِ بسياری از فعالان سياسیِ منتقدِ حکومت و معتقد به اصلاحات بوده که باعث شد سران حکومت مجبور شوند صدای خود را چنان بلند کنند که همچون صورِ اسرافيل بالاخره در گوش اين حضرات فرو رود. کداميک از اين کارها قبلاً روی نداده بود؟ کداميک از اين سخنان پيشتر گفته نشده بود؟&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 25 Jun 2009 07:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=maryam1361&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>maryam1361</dc:creator>
<guid>http://maryam1361.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نفسم گرفت از این شب،در این حصار بشکن..</title>
<link>http://maryam1361.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1.آیا &quot;مطالبه ی حقوق از طریق راه حلهای قانونی&quot; که این روزها تکیه کلام خیلی هاست ،معنایی دارد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ببینید در کشورهایی مثل کشور ما که در آن بوروکراسی دولتی بسیار وسعت دارد و نهادهای مدنی مثل احزاب ضعیف اند،همیشه احتمال سوء استفاده ی دولت در انتخابات به نفع خود یا نامزدهای طرفدار خود و علیه منتقدان و یا مخالفان قانونی حکومت وجود دارد.برای همین قانون اساسی ما وظیفه ی نظارت بر انتخابات را به عهده ی مرجعی خارج از قوه ی مجریه گذاشته است.پس تا اینجا ظاهر امرکاملا قانون مدار است و سخنان افرادی که میگویند از طریق قانون اقدام کنید بر حق است.اما یک مسئله ی مهم پیش روی ماست که قابل چشم پوشی نیست.اینکه اگر مرجع ناظر بر انتخابات قدرت کافی نداشته باشد آیا بود یا نبود نظارت تفاوتی به حال ما دارد؟اگر مرجع ناظر انتخابات حامی سلیقه ی فکری خاصی بود چه؟اگر ناظر بتواند به راحتی هر وقت اراده کرد قوانین و قواعد رقابت و انتخابات آزاد را به سود جریانی خاص تفسیر کند چه؟اگر موافقان نظارت استصوابی ،این نظارت را &quot;مطلق&quot; &quot; نامحدود&quot; سلیقه ای و غیر پاسخگو نمیدانند ،چرا با ارائه ی طرحی (البته نه از نوع طراحی ها و نمودار کشیدن های دولت نهم)حدود اختیارات شورای نگهبان را مشخص نمیکنند؟سازو کار پیشنهادی آنان برای &quot;مشخص&quot; و &quot;ضابطه مند کردن &quot; حدود نظارت چیست؟چون همین ابهام است که امکان اعمال &quot;سلایق افراد&quot; را به جای ضوابط قانونی فراهم میکند.یاد لودویگ می افتم در پژوهشهای فلسفی(بند 71 اگر اشتباه نکرده باشم)آیا یک عکس نا مشخص اصلا تصویر یک فرد است؟&lt;STRONG&gt;آیا تصویر نا مشخص اغلب همان نیست که ما به آن نیازمندیم؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2.چگونه یک جامعه و حکومت به سوی انحطاط میرود؟غرور و &lt;STRONG&gt;تکبر زمامداران&lt;/STRONG&gt; چگونه میان آنان و مردم فاصله می اندازد؟&lt;STRONG&gt;شیفتگان قدرت&lt;/STRONG&gt; چگونه برای بقای خود همه کس و همه چیز را با توجیهات خویش قربانی میکنند؟انحصار طلبی ،منع مطبوعات آزاد،تک رسانه ای بودن به واسطه ی &lt;STRONG&gt;رسانه ای به شدت ملی&lt;/STRONG&gt; در جامعه ی امروزی در قرن بیست و یکم چه خطرات و زیانهایی را در پی دارد؟&lt;STRONG&gt;آفت  قدرت طلبی&lt;/STRONG&gt; چگونه موریانه وار یک حاکمیت را از درون تهی میکند؟چگونه بدنامی افراد و عملکرد ظالمانه آنان در &lt;STRONG&gt;تاریخ&lt;/STRONG&gt; ثبت میشود و نمیتوان با هیچ ترفندی آن را تطهیر کرد و هیچ توجیهی کارساز نمی افتد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر دیروز در &lt;STRONG&gt;آزادی&lt;/STRONG&gt; بودید حتما امروز برای همه ی این پرسش ها پاسخ مناسبی داشتید.اگر در یک خیابان منتهی به &lt;STRONG&gt;آزادی&lt;/STRONG&gt; در محاصره &quot;گارد&quot;ی که نام شان را &quot;ویژه&quot; گذاشته اند(لابد ویژه برای توحش) بودید پاسخ داشتید برای امروز.اگردیروز گوشهایتان تیز میشد برای شنیدن هر صدایی و چشمهایتان برای دیدن هر جنبشی.اگر دیروز از دیدن صحنه های عینیت یافته ی فلسطین و اسراییل در همین تهران خودمان  اندوهی ناگزیر در برتان میگرفت اندوهی که سنگینی اش شانه هایتان را خرد میکرد حتما پاسخ این سئوالات  در ذهنتان تداعی میشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3.چند روز پیش سالروز مرگ مردی بود که میگفت:&lt;STRONG&gt; &quot;آزادی معبود من است&quot;.&lt;/STRONG&gt;به خاطر آزادی هر زندانی رهایی هر جهادی آسودگی و هر مرگی حیات است.او فریاد بر می آورد:&quot;ای نسل اسیر وطنم &lt;STRONG&gt;آزادی تو مذهب من است&lt;/STRONG&gt;.مردی پرتنش اما امید وار،مردد اما در جستجوی قطعیت که زمزمه اش تا پایان عم این بود که : عصیان از تسلیم زیباتر است.و امروز ما از او غایبیم.زمانه ی دیگریست اما نوای او از دوروست به گوش میرسد&lt;STRONG&gt;.&quot;آزادی معبود من است.........&quot;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;وقتی در صحنه حق و باطل نیستی... &lt;BR&gt;هرکجا که خواهی باش &lt;BR&gt;چه در نماز ایستاده باشی چه به شراب نشسته باشی هر دو یکی است... &lt;BR&gt;(دکتر علی شریعتی) &lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 21 Jun 2009 15:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=maryam1361&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>maryam1361</dc:creator>
<guid>http://maryam1361.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
